گزارش تصویری از عزاداری در ناصرآباد 1397

گزارش تصویری از عزاداری در ناصرآباد 1397

متن زیر بیان خاطرات به یاد ماندنی من در روز عاشورا در روستای ناصر آباد لواسان است :

🏴مراسم عاشورای حسینی در روستای ناصر آباد :
روستای ناصر آباد یکی از بخش های لواسان است , در قدیم به آن لواسان میگفتند ,هنوز هم بعضی از اهالی لواسان وقتی میخواهند به ناصر آباد بروند میگویند برویم به لواسان.
در این روستا به غیر از چند خانوار همه سادات از نسل امام سجاد و امام حسین هستند.
اجداد بسیاری از ساکنان توک مزرعه لواسان و رودک ناصرابادی هستند و هنوز هم قرابت فامیلی بین این روستا ها وجود دارد. در امام زاده لویزان هم بر روی سنگ قبر ها که نگاه میکردیم خیلی ها فامیلیشان ناصر ابادی بود. پرس و جو که کردیم این ناصر آباد کجاست , گفتند ناصر اباد لواسان است که در قدیم بخش بزرگ لواسان را شامل میشد و اجداد اصلی بسیاری از ساکنین لویزان ناصر آبادی بودند. حجت السلام سید سعید لواسانی , امام جمعه محترم شهر شمیران از سادات ناصر اباد هستند که پسوند لواسانی را در نامشان دارند.
طبق گفه اهالی و مستندات در قدیم 70 عالم از نجف به این روستا می امدند تا از محضر اساتید و علمایی که از نسل امام سجاد بودند , علم آموزی کنند.
مطلع بودیم در روستای ناصر آباد هر ساله مراسم پر شکوهی در روز عاشورای حسینی برگزار میشود.
حتی شنیده بودیم روز عاشورا در یک سال حدود 12.000 غذای نذری در این روستا پخش شده بود.
مشتاق حضور در این مراسم شدیم.
راهی جاده ناصر آباد شدیم , بعد از رد کردن , دوراهی کند , هلارد , اوشت و با نزدیک شدن به محله بوجان کم کم ماشین ها در دو طرف جاده پارک کرده بودند و هر چه نزدیکتر میرفتیم جایی برای پارک وجود نداشت .
مسجد بوجان را رد کردیم و به سمت ناصر آباد سرازیر شدیم.
ماشینها و اتوبوس هایی با پلاک های بند عباس , تبریز , اصفهان , شیراز , قم , کرج و.... را مشاهده میکردیم که نشانی از حضور مردم از شهر های مختلف ایران در این مراسم را داشت.
بعد از یک سرازیری کوتاه به یک سربالایی بسیار تند رسیدیم , ماشین را در کنار پل دوبله پارک کردیم و شماره خودمون رو پشت شیشه گذاشتیم.
سربالایی شیب بسیار زیادی داشت ولی در همان ابتدا خستگی از تنمان در آمد , از جلوی درب هر خانه ای که رد میشدیم دعوتمان میکردند به داخل خانه , میگفتند سفره پهن است نیاید داخل ناراحت میشویم
با اصرار به داخل یکی از خانه ها رفتیم, داخل حیاط خانه دو ماشین گرانقیمت پارک بود که نشان از وضعیت خوب مالی صاحبخانه را داشت.
داخل شدیم , چند نفر مشغول غذا خوردن بودند , سلامی کردیم و نشستیم ,سفره ای برایمان پهن کردند , خورشت فسنجانی که مانندش را نخورده بودم , نمیدانم خوشمزگی این غذا از گردو های خوب ناصر اباد بود یا از نظر کردن حضرت ابا عبدالله. وقتی از غذای خوب صاحبخانه تعریف کردیم چند غذای دیگه هم به ما دادند و گفتند برای خانواده ببرید. از صاحب خانه در مورد تعداد زیاد مهمان ها سوال کردیم , گفتند تمامی خانه ها در این روستا در روز عاشورا غذا میپزند , نصف ان را به مسجد و نصف دیگر را برای مهمان های خود نگه میدارند.
خدا حافظی کردیم و به سمت بالای روستا راهی شدیم
ترکیبی از بافت قدیمی و بافت جدید وجود داشت , بوی خوش خاک نم کشیده فضا را پر کرده بود.
تا نزدیک مسجد برسیم از جولوی درب هر خانه ای رد شدیم , ما را به خانه دعوت میکردند ولی باید به مسجد میرفتیم.
به مسجد رسیدیم
گفتند تعزیه در حال برگزاریست
کوچه باریک روبروی مسجد را پیمودیم و به یک فضای باز و امام زاده ناصر اباد رسیدیم
سلامی خدمت نواده امام حسین فرستادیم و به تعزیه رفتیم
مراسم تعزیه خوانی در قبرستان ناصر آباد برگزار میشد
جمعیت بسیار زیادی حضور داشتند , گریه میکردند و به سر و سینه میکوبیدند , به ما گفتند این تعزیه از قدیم در روز عاشورا برگزار میشود و هیئات و مساجد به اینجا می ایند
بعد از مراسم دو علم را رو بروی هم گرفتند , مردم اعتقاد دارند که عبور از بین این دو علم حضرت ابالفضل عباس , شفا میدهد و سابقه هایی هم در این زمینه وجود دارد , متوجه شدیم افرادی که از شهر های مختلف به این رویتا می آیند بیشتر به خاطر تعزیه و عبور از بین این دو علم حاضر میشوند.
بعد از تعزیه ما را به مسجد دعوت کردند
جمعیت بسیار زیاد بود و مسجد بسیار بزرگ , میتوان گفت یکی از بزرگترین مساجد تهران در این روستا قرار دارد.
بعد از عزاداری سفره را پهن کردند.
همه نوع غذا بود , افرادی با سینی در مسجد راه میرفتند و میگفتند " خورشت قیمه " و نفر بعدی صدا میزد خورشت فسنجون و انواع غذاهای نذری مختلف . اولین باری بود که میدیدم هر تعداد غذا که میخواستی دریغ نمیکردند , هر غذایی که میخواستی میدادند و خیلی بیشتر از تعدادی که میخواستی.
روی دعای سفره بسیار حساس بودند به طوری که پشت بلند گو اعلام کردند تا دعای سفره تمام نشده کسی بلند نشود.
در مسجد همه با هم بسیار صمیمی صحبت میکردند , بسیار شوخ طبع بودند.

دعای سفره را خواندند به سمت ماشین حرکت کردیم , از جلوی آشپزخانه مسجد که رد میشدیم , دیدیم چند نفر غذا های نذری را در ظروف یک بار مصرف دو تا دوتا داخل پلاستیک گذاشته بودند, به مردم میدادند و میگفتند اقا این غذا هارو ببرید اینجا نمونه اصراف میشه.
با هیئت خودمون که مقایسه میکردم معنی سادات الکرام را فهمیدم.


سید علی اکبر متین گو

عکس : علی طاهریان
















































گفت‌وگوی منتشر نشده با آیت‌الله محمد لواسانی

گفت‌وگوی منتشر نشده با آیت‌الله محمد لواسانی

:مصدق نواب را به جرم نهی از منکر، 20 ماه به زندان انداخت!


خبرگزاری فارس: مصدق نواب را به جرم نهی از منکر، 20 ماه به زندان انداخت!
مرحوم آیت‌الله سید محمد لواسانی از یاران شهید نواب صفوی و در زمره تحصن کنندگان ایشان می‌گوید که حدود هفده روز در تحصن شهید نواب و در زندان بودند، مورد بازجویی فراوان و شکنجه قرار گرفتند و در نهایت هم محاکمه و به حبس محکوم شدند.
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، 64 سال پیش در چنین روزهایی، فدائیان اسلام مأیوس از یافتن راهی برای آزادی رهبر خویش، در زندان قصر به تحصن نشستند.

این تحصن پس از هفده روز با دستور دکتر حسین فاطمی و دخالت ماموران،به گونه‌ای خشن سرکوب شد. مرحوم آیت‌الله سید محمد علی لواسانی از یاران شهید نواب صفوی و در زمره تحصن کنندگان بود که در گفت و شنود منتشر نشده پیش روی، به بیان خاطرات خویش از آن روزها پرداخته است.


*حضرت عالی به دلیل آشنایی نزدیک با شهید نواب صفوی، در جریان علل دستگیری و زندان 20 ماهه او در حکومت دکتر مصدق هستید. ماوقع از چه قرار بود؟

- شهید نواب صفوی دو سال قبل از این دستگیری، در ساری به یک مغازه شراب‌فروشی رفته و صاحب آن را نهی از منکر کرده بود. احتمالاً صاحب مغازه زیر بار نرفته و او را مسخره کرده و ایشان هم هجوم برده و شیشه‌های شراب را شکسته بود! به همین دلیل برای او پرونده غیابی درست کرده بودند.

دولت‌های قبل از دکتر مصدق جرئت نکردند او را به جرم مقابله با یک منکر آشکار دستگیر و زندانی کنند، ولی آقای مصدق‌السلطنه این کار را کرد و شهید نواب را به دو سال زندان محکوم کرد. دستگیری و زندانی شدن شهید نواب صفوی منجر به تحصن 51 تن از فداییان اسلام در زندان قصر شد.

*فقط به همین جرم زندانی شد؟

- خیر، در طول مدت زندان هم برایش پرونده‌های متعددی درست کردند. علت این بود که افرادی را در زندان شکنجه می‌دادند و می‌زدند یا غذا نمی‌دادند و ایشان تاب نمی‌آورد و سر و صدا یا اعتصاب می‌کرد و یا میز افسر نگهبان و در و پنجره‌ها را می‌شکست! هر بار که چنین کاری می‌کرد، پرونده جدیدی برایش تشکیل و بر دوره محکومیتش اضافه می‌شد. به همین دلیل هم زندان ایشان دو سال طول کشید.

*جنابعالی جزو متحصنین زندان قصر بودید که برای اعتراض به زندانی شدن شهید نواب صفوی اقدام به این کار کردید. شنیدن این ماجرا از زبان شما شنیدنی و مغتنم است.

- فداییان اسلام وقتی به هر دری زدند تا رهبر خود را آزاد کنند و موفق نشدند، سرانجام تصمیم گرفتند در زندان قصر تحصن کنند! انجام این کار بی‌سابقه بود و در هیچ جای دنیا هم سابقه نداشت که عده‌ای به طرفداری از رهبر خود، در زندان تحصن کنند!

روزی جلسه‌ای تشکیل می‌شود و شهید واحدی برای افرادی که به آن جلسه آمده بودند، توضیح می‌دهد: می‌خواهیم برای آزادی رهبرمان نواب صفوی دست به تحصن بزنیم و صدایمان را به مسئولین و دنیا برسانیم تا دیگر خود را به تجاهل نزنند و نگویند صدایتان را نشنیدیم!

اتفاقاً من با پسر عمویم مرحوم خوش‌نیت قصد داشتیم به این جلسه برسیم که متأسفانه دیر رسیدیم و مذاکرات و صحبت‌ها تمام شده و قرار گذاشته بودند که هر کسی که می‌خواهد در این تحصن شرکت کند، اول وقت بیاید و اگر دیر بیاید دیگر پذیرفته نیست! چون شهید واحدی لطف زیادی به من داشت، وقتی رسیدم کل مطلب را برایم تکرار کرد و مرا در جریان امر قرار داد. عده زیادی قبلاً برای این کار اعلام آمادگی کرده بودند و عده‌ای هم در همان جلسه اعلام آمادگی کردند.

وقتی جریان را به من گفتند، گفتم: باید فکر کنم و فوری نمی‌توانم جواب بدهم. گفتند: یا باید همین الان اعلام آمادگی کنی یا قبول نداریم! از اظهار عقیده خودداری کردم و با پسر عمویم از آنجا بیرون آمدیم و تا نیمه‌های شب صحبت و مشورت و جوانب قضیه را بررسی کردیم.

نهایتاً تصمیم گرفتیم یکی از ما دو نفر در این تحصن شرکت کند. پسر عمویم اصرار داشت او این کار را بکند. گفتم: «من طلبه هستم و مشکلاتم از تو کمتر است و قید و بندهای تو را هم ندارم، پس من شرکت می‌کنم». شب شنبه در خیابان ری، جلسه عمومی فداییان اسلام بود. رفتم و اعلام آمادگی کردم و در تحصن زندان قصر شرکت کردم.

* این تحصن چگونه شکل گرفت؟ زمینه‌های موفقیت این برنامه چه بود؟

- استثنائاً به مرحوم نواب اجازه داده شده بود که در زندان، با افراد دیدار حضوری داشته باشد، به این ترتیب که افراد اجازه داشتند داخل بند و اتاق ایشان بروند و با ایشان ملاقات کنند. آن روز برنامه‌ریزی کرده بودیم عده زیادی برای ملاقات بروند. قبلاً مثلاً پنج نفر داخل بند می‌رفتند و برمی‌گشتند. آن روز قرار شد ده نفر ده نفر برویم. هر بار دو نفر همان جا بمانند و هشت نفر برگردندند!

کسانی که از قبل برای تحصن اعلام آمادگی کرده بودند می‌ماندند و بقیه بیرون می‌آمدند. تا موقع اذان مغرب 51 نفر در بند ماندیم و گفتیم: از اینجا بیرون نمی‌رویم تا تکلیف رهبرمان معلوم شود و ببینیم بالاخره دولت برای ایشان چه برنامه‌ای دارد؟ ما در خدمت ایشان هستیم و هر سرنوشتی که برای ایشان رقم بخورد، ما در آن شریکیم!

این حادثه از هر نظر برای مردم، زندانبان‌ها، مسئولان زندان، مسئولین حکومتی و مردم دنیا عجیب و بی‌سابقه بود. همه می‌پرسیدند: افراد دیگر هر کاری می‌کنند، پول می‌دهند، پارتی می‌تراشند و هزاران نفر را واسطه می‌کنند که از زندان بیرون بیایند، اینها چه کسانی هستند که خودشان داوطلبانه به داخل زندان رفته‌اند و می‌گویند: ما را هم زندانی کنید؟ اصلاً حرف حساب اینها چیست.

* از افرادی که در تحصن شرکت داشتند، نام کسانی را به خاطر دارید؟

- بله،تا جایی که یادم هست سید محمدعلی میردامادی، اصغر علی حکیمی، مهدی عراقی، سید هاشم حسینی، شیخ محمود صادقی، علی احرار، حاج قاسم باقرنژاد، هاشم امانی، عباس بختیار چلویی، احمد شهاب بداغلو و... بودند.

* نتیجه تحصن چه شد؟

- رئیس زندان آدم بسیار خشنی بود به نام سرهنگ نظری که چشم‌های بانفوذی داشت! مرحوم نواب هم چشم‌های عجیبی داشت و وقتی به انسان زل می‌زد، آدم میخکوب می‌شد!

سرهنگ نظری آمد و ما و مرحوم نواب را تهدید کرد. شهید نواب با قدرت در برابر او ایستاد و گفت: به هیچ وجه از کسی نخواسته‌ام به اینجا بیاید، این برادران خودشان احساس کرده‌اند به این شکل می‌توانند صدایشان را به گوش مقامات برسانند و تا وقتی هم که اینجا باشند، از آنها حمایت می‌کنم و نمی‌گذارم کوچک‌ترین گزندی به آنان برسد! چنین نخواستم، ولی حالا که آمده‌اند مهمان من هستند و اجازه نخواهم داد احدی متعرض آنها شود.

* این تحصن چقدر طول کشید و این عده امور خود را چگونه اداره می‌کردند؟

- تحصن حدود شانزده-هفده شبانه‌روز طول کشید! ما عملاً زندان را در دست گرفته و برای تمام راه‌های نفوذی به داخل زندان، نگهبان گذاشته بودیم و کسی اجازه نداشت بدون اجازه ما به زندان داخل یا از آن خارج شود! مسئولین زندان تصور می‌کردند همان‌طور که خودمان به داخل زندان آمده و مانده بودیم، با خودمان مهمات و اسلحه هم آورده‌ایم، در حالی که ما قوت لایموت هم نداشتیم و تمام مدت با سیب‌زمینی و نان ناچیزی که برادران از بیرون از زندان برای ما می‌فرستادند سر می‌کردیم.

* در آن روزها، شهید نواب صفوی کجا بود؟

- در بند 3 شماره 2 زندان سیاسی. کمونیست‌ها و توده‌ای‌ها در بند 1 و 2 بودند. اینها همان کسانی بودند که عده‌ای‌شان نیمه شب از زندان فرار کرده و به شوروی رفته بودند! دو در بود که از بندهای آنها به هال باز می‌شد و موقع ملاقات، از آنها رفت و آمد می‌کردند. بیهوده به آنها اعتماد کردیم و برای این دو در نگهبان نگذاشتیم. از همین طریق بود که حدود 500 کماندوی مسلح وارد زندان شدند!

یکی دو ساعت از شب گذشته بود و تازه وقت ملاقات آنها تمام شده بود و درها را هنوز نبسته بودند که یکمرتبه کماندوها به داخل زندان حمله کردند! آنها باتوم‌های مخصوص و اسلحه داشتند، با این همه ما حدود سه ساعت و نیم در برابرشان مقاومت کردیم و توانستیم برخی از آنها را مجروح کنیم. البته خودمان هم حسابی صدمه دیدیم و عده‌ای به‌شدت مجروح شدند، از جمله احمد شهاب که او را طوری زده بودند که نتوانستم او را بشناسم تا وقتی که خودش گفت: احمد شهاب هستم! صورتش به‌شدت ورم کرده بود و واقعاً نمی‌شد او را تشخیص داد.

بعد یکی‌یکی ما را از زندان بیرون آوردند. در دو طرف پلیس ایستاده بود و هر کسی را که از اتاق بیرون می‌آمد، به‌شدت کتک می‌زدند. همه را در بیرون از زندان جمع کردند و عده‌ای را با مسلسل در اطراف آنها نگه داشتند. همگی فکر می‌کردیم الان است که تیربارانمان کنند! بعد ما را به زندان شماره 4 منتقل کردند. در واقع اولین زندانیان آنجا بودیم، چون تازه‌ساز بود و هیچ وسیله و تجهیزاتی نداشت. حتی رئیس هم نداشت و همان شب کسی را برایش تعیین کردند و آمدند و در آنجا مستقر کردند.

تقریباً دو هفته‌ای در آنجا بودیم و دائماً ما را می‌بردند و بازجویی می‌کردند و برمی‌گرداندند. بالاخره سیزده ـ چهارده نفر را که متوجه شدند رهبران این قضیه هستند نگه داشتند و بقیه را آزاد کردند.


* از کسانی که نگه داشتند یادی کنید؟ آنها چه کسانی بودند؟

- سید هاشم حسینی، آقای صادقی، آقای میردامادی که هنوز ملبس به لباس روحانیت نشده بود، حاج قاسم باقرنژاد، مهدی عراقی، علی حکیمی و خود بنده. در فاصله‌ای که در آنجا بودیم دائماً از دادگستری می‌آمدند که راه حلی پیدا کنند. مرحوم نواب در این قضیه هیچ دخالتی نکرد و می‌گفت: باید خودشان تصمیم بگیرند و کاملاً قادرند این کار را بکنند. ما هم حاضر نبودیم درباره مطلبی غیر از آزادی مرحوم نواب صحبت کنیم. بعد هم گفتند دکتر فاطمی قرار است از طرف دکتر مصدق بیاید و با ما صحبت کند که البته نیامد!

* چرا؟

- می‌ترسید بیاید و او را گروگان بگیریم! مسئولین رده بالا، مخصوصاً کسانی که به دکتر مصدق نزدیک بودند، از ترس اینکه گروگان گرفته نشوند، حاضر نشدند به زندان بیایند. فقط حاضر شدند بیرون از زندان با مرحوم واحدی صحبت و مسئله را با او حل کنند. افرادی را که به زندان می‌فرستادند، دون‌پایه بودند و ما هم حاضر نبودیم با آنها مذاکره کنیم.

حدود شش ماهی در زندان بودیم و بالاخره کار به دادگاه و دادگستری کشید. محاکمه ما حدود شانزده روز طول کشید و شش وکیل که اتفاقاً مخالف دکتر مصدق و وضعیت موجود بودند، رایگان از ما دفاع کردند. هر چند بالاخره هم همگی به چهار تا شش ماه زندان محکوم شدیم. بعضی از افرادی را هم که محاکمه کردند اصلاً جزو متحصنین نبودند، از جمله احمد واحدی که در دفاعیاتش گفت مرا به اعدام محکوم، اما برادرانم را آزاد کنید، او را محکوم و به زندان مرحوم نواب منتقل کردند.

تاریخ این تحصن زمستان سال 1330 و هوا به‌شدت سرد بود. بخاری‌ها با زغال‌سنگ کار می‌کردند. اگر زغال‌سنگ نمی‌رسید یا آنها عمداً نمی‌دادند، واقعاً سرما بیشتر از گرسنگی تلفات می‌گرفت.

*به نظر شما علت اصلی دستگیری مرحوم نواب چه بود؟

- جبهه ملی قول داده بود اگر فداییان اسلام همراهی کنند و آنها سر کار بیایند، احکام اسلام را اجرا خواهند کرد، ولی وقتی به قدرت رسیدند، زیر قولشان زدند. می‌گفتند شرایط برای اجرای احکام اسلام مناسب نیست. مرحوم نواب می‌گفت الان دستتان باز است و مجلس در اختیار شماست. قوانین‌اش را تصویب کنید و اگر اجرا نشد، دست کم قانونش را داشته باشیم که در شرایط مساعد اجرا کنیم. جبهه ملی نه تنها این کار را نکرد که به استناد شکایت یک مشروب‌فروش، ایشان را به زندان برد که منجر به این تحصن شد.
آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی

آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی


پيشينه‌ي خانوادگي آيت‌الله لواساني

خاندان آيت‌الله لواساني از علماء، فقها و بزرگان دين و معنويت اهل تهران ( روستای ناصر آباد لواسان ) بودند.
بررسي و تحليل «تبارشناسي» اين خاندان در حد بضاعت و توان، نويسنده‌ي اين مقاله نيست، مضافاً آن كه مجله «گزارش تاريخ» مسئوليت و جايگاه خاصي دارد كه بايد به زندگي سياسي و نقش عالمان مصلح در عرصه‌ي سياست بپردازد. خصوصاً علمايي كه در عصر پهلوي (1299 ـ 1357) در برابر استعمار، استبداد و استثمار ايستادند و از حريم و حرمت قرآن و اهل بيت (ع) دفاع نمودند و عزت و شوكت و موقعيت مسلمين و جامعه اسلامي را پاس مي‌داشتند. لذا در اين مقاله هدف ما صرفاً سيري در زندگي‌نامه سياسي عالم مجاهد، فقيه بارع و يار امام است كه يك سال و نيم پس از رحلت حضرت امام، در مهر 1369 به لقاي حق پيوست.
پيش از پرداختن به زندگي آيت‌الله صادق لواساني مختصري از زندگي پدر بزرگ‌وار ايشان آيت‌الله حاج سيدابوالقاسم لواساني در ادامه خواهد آمد.

حضرت آيت‌الله سيدابوالقاسم لواساني
حاج سيدابوالقاسم بن سيد محمدبن سيدابراهيم حسيني لواساني، از علماء ابرار تهران بود. وي در حدود 1276 قمري در تهران به دنيا آمد و در بيت علم و سيادت پرورش يافت و تحصيلات مقدمات و سطوح را از دانشمندان و علماء آن زمان آموخته و سپس به عتباب عاليات و نجف‌اشرف مهاجرت و از محضر آيات عظام حوزه علميه نجف چون حاج ميرزاحسين، حاج ميرزاخليل تهراني و آخوند ملامحمدكاظم خراساني و آقا سيدمحمدكاظم يزدي استفاده نموده تا به درجه اجتهاد نائل گرديد. ضمناًً دروس اخلاق و عرفان را نزد مرحوم «آخوند ملاحسينقلي همداني»، «حاج شيخ محمد بهاري» و «حاج سيداحمد تهراني كربلائي» گذرانده و در اين عرصه به مدارج عاليه اخلاقي ارتقا يافت. وي پس از كسب اين مدارج به كشور بازگشته و در شهر همدان مورد توجه و استقبال مردم آن سامان قرار گرفت و بنا به درخواست آنها در آن شهر رحل اقامت‌افكنده و به خدمات ديني از اقامه جماعت، تدريس و وظائف ديني مشغول گرديد. وي سرانجام در عصر جمعه بيست و هشت ماه رمضان‌سال 1363 قمري چشم از دنيا فروبسته و پس از تشييع و تجليل فراوان جسد وي به نجف‌اشرف انتقال داده شد. و در جوار حضرت اميرالمؤمنين علي عليه‌الصلوة والسلام مدفون گرديد. مرحوم سيدابوالقاسم لواساني داراي فرزندان برومندي بود كه اغلب آنها از علماء و دانشمندان برجسته‌ي معاصر هستند. فرزندان وي به ترتيب عبارتند از:
1ـ حاج سيداحمد لواساني كه در مسجد بالا سر قم مدفون مي‌باشند.
2ـ حاج سيدمحمد صادق لواساني متوفي ربيع‌الاول 1411 قمري مدفون در مسجد بالاسر قم.
3ـ حاج سيدعلي لواساني
4ـ حاج سيدزين‌العابدين لواساني
5ـ حاج سيدرضا لواساني
7ـ حاج سيديحيي لواساني
8ـ حاج سيدحسين لواساني
9ـ حاج سيدحسن لواساني
10ـ حاج سيدمحسن لواساني
«حاج سيدعبدالكريم لواساني» عموي مرحوم ابوالقاسم حسيني نيز از فضلاء و اعلامي بود كه حدود يكصد و ده سال زندگاني كرده و سرانجام در 1397 قمري درگذشت. و در جوار شيخ صدوق مدفون گرديد.1

آيت‌الله سيدمحمدصادق لواساني
آيت‌الله سيدمحمدصادق لواساني در سال 1285 ش در نجف‌اشرف در خانواده‌اي اهل علم به دنيا آمد و تحصيلات خود را طبق رسم معمول عصر حوزه آغاز كرد. وي پس از طي مقدمات براي ادامه‌ي زندگي به همراه خانواده به ايران عزيمت و سپس براي ادامه تحصيل به شهر اراك رفته و زير نظر «آيت‌الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي» به كسب علوم ديني مشغول گرديد. آيت‌الله لواساني هنگامي كه آيت‌الله حائري براي تأسيس حوزه‌ي علميه از اراك عازم قم شد، همراه وي به اين شهر رفته و در مدرسه‌ي دارالشفا با امام خميني هم‌حجره گرديد.2
آغاز دوستي اين دو از حجره آغاز شد و تا پايان عمر آنها ادامه يافت. در سال 1316 ش در سفري همراه ايشان به تبريز رفت. آنها در اين سفر در منزل «آيت‌الله ميرزاعبدالله مجتهدي تبريزي» ـ از دوستان دوران تحصيلش ـ اقامت نمودند.
مدت اقامت آيت‌الله لواساني در حوزه‌ي علميه‌ي قم 25 سال ادامه يافت. وي علاوه بر تحصيل و تدريس، بخشي از وقت خود را به اداره‌ي امور حوزه‌ي علميه‌ي قم از جمله مدارس «فيضيه» و «دارالشفاء» اختصاص داد3 هنگام تدريس اخلاق و فلسفه توسط حضرت امام در مدرسه‌ي دارالشفاء، آقاي سيدمحمدصادق لواساني متصدي امور حجره‌هاي اين مدرسه بود، دوستي صميمانه‌ي وي با امام پس از عزيمت به تهران همچنان ادامه يافت.
در جريان مخالفت با تصويب لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي در سال 1341 كه سرآغاز نهضت عمومي علما و مراجع براي مقابله با اقدامات ضد اسلامي حكومت شد، آيت‌الله لواساني با امضاي اعلاميه‌هايي در كنار ساير علما و روحانيون تهران، مخالفت خود را با اين لايحه ابراز كرد. با تحريم عيد نوروز سال 1342 از سوي امام و مراجع تقليد، وي به همراه علماي تهران، اعلام عزا نموده و به همراه آنها اعلاميه‌ي آنها تحت عنوان «روحانيون امسال عزا دارند» در تاريخ 28 اسفند سال 1341 منتشر نمود.4
روز دوم فروردين 1342 مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) كه مدرسه‌ي فيضيه‌ي مورد هجوم كماندوهاي ارتش قرار گرفت. وي در منزل امام حضور داشت5،6 و خبر اين حادثه را به اطلاع امام رساند.
صبح روز 15 خرداد 1342، جمعي از علماي تهران در منزل آقاي لواساني اجتماع كردند، تا درباره‌ي دستگيري حجت‌الاسلام فلسفي و ساير وعاظ و چگونگي اقدام جهت آزادي آنها بحث و گفتگو كنند. در همين زمان خبر دستگيري امام خميني به تهران رسيده و بلافاصله آيت‌الله لواساني براي اطلاع از كم و كيف قضيه عازم قم گرديد.
در نتيجه‌ي تلاش‌هاي صورت گرفته از سوي علما و مراجع تقليد ـ از جمله مهاجرت دسته‌جمعي به شهرري ـ حكومت ناچار از انتقال امام به منزلي در قيطريه شد. در اين مقطع آيت‌الله لواساني از افرادي معدود بود كه اجازه‌ي ملاقات با امام را داشت و مسائل بيرون را به اطلاع ايشان مي‌رساند. 7
در اين باره بايستي به فتواي امام در مورد صرف وجوهات شرعيه براي كمك به محرومان تبريز در زمستان سال 1342 اشاره كرد كه توسط آقاي لواساني انجام شد.8 در نتيجه‌ي فشار افكار عمومي، رژيم ناچار شد امام را در فروردين سال 1343 به قم منتقل و آزاد كند. به دنبال تصويب كاپيتولاسيون و مصونيت قضايي براي مستشاران آمريكايي، امام سخنراني شديدا‌للحني را در چهارم آبان همان سال ايراد كرد كه متعاقب آن به تركيه تبعيد گرديد. پس از تبعيد امام خميني به تركيه بر نقش و اهميت آيت‌الله لواساني به عنوان وكيل ايشان افزوده شد. در دوازدهم دي ماه 1343 امام با ارسال نامه‌اي از تركيه به حجت‌الاسلام نصرالله خلخالي، از دوست قديمي خود، جوياي احوال آقاي لواساني شدند. وي در خرداد ماه سال بعد (1344) برخي كتاب‌هاي مورد نياز امام را به تركيه ارسال نموده و امام در نامه‌اي به اين خاطر از وي تشكر نموده است.9
در سال 1344 قرار بود «آيت‌الله سيدمصطفي خميني» در مكه در مراسم حج، ديداري با وي داشته باشد كه از طرف ساواك وي را ممنوع‌الخروج كردند،10 در سال 1346 هم كه وي موفق به سفر حج شد، ساواك دستور مراقبت شديد از او را به مأموران خود داده بود.11 از جمله مأموريت‌هاي آيت‌الله لواساني در دوره‌ي تبعيد امام، فراهم آوردن مقدمات سفر همسر ايشان به عراق بوده است. 12
وي ضمن آنكه عهده‌دار وكالت شرعي امام‌خميني در تهران بود، در مسايل سياسي و اجتماعي هم در كنار علماي مبارز به موضع‌گيري‌هايي مي‌پرداخت. در جريان حمله‌ي اسرائيل به سرزمين فلسطين در خرداد سال 1346، وي نيز همگام با شماري از علماي ايران، اعلاميه‌اي در اعتراض به اين عمل، امضا و منتشر كرد.13
در چهاردهم شهريور 1347 مراسم يادبود قربانيان زلزله‌ي خراسان در مسجد ارك تهران از طرف علماي اعلام و جامعه‌ي روحانيت تهران و از جمله سيد محمدصادق لواساني برگزار شد. پس از رحلت آيت‌الله العظمي حكيم، آيت‌الله لواساني به‌عنوان نماينده‌ي تام‌الاختيار ايشان در تهران تعيين شد. در نامه‌هايي متعددي كه از امام به مرحوم احمد آقا و افراد ديگر موجود است، اشارات متعددي در مورد اطمينان ايشان به آقاي لواساني ديده مي‌شود.14 يكي از وظايف مهم آيت‌الله لواساني تأمين شهريه‌ي امام براي طلاب حوزه‌ي علميه‌ي قم بوده است،15 وي براي سر و سامان دادن به وضع شهريه‌ي طلاب، هر ماه به قم مي‌رفت. 16
وي در سال 1350 به عراق سفر كرد فعاليت‌هاي او از ديد ساواك مخفي نبود. و مسجد امير در خيابان اميرآباد كه محل اقامه‌ي نمازش بود، دايم كنترل مي‌شد. نكته‌ي جالب آنكه واعظ اين مسجد حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي بود.17،18
ساواك براي مختل كردن وضعيت شهريه‌ي امام در بهمن سال 1351 آيت‌الله لواساني را دستگير و در زندان كميته‌ي مشترك ضدخرابكاري زنداني كرد. 19 وي پس از مدتي به وساطت مراجع تقليد وقت، آزاد شد و پس از آزادي رويه‌ي سابق خود را همچنان ادامه داد تا اين كه بار ديگر در تير ماه 1353 دستگير و محكوم به سه سال تبعيد در هشتپر طالش گرديد. امام خميني20 پس از اطلاع از تبعيد وي، طي نامه‌اي «سيداحمد خميني» را مأمور به ديدار با آيت‌الله لواساني كرد. ساواك در سال 1355 نام وي را هم جزو روحانيون ممنوع‌الخروج از كشور درج كرد.
شهادت آيت‌الله مصطفي خميني در ‌آبان ماه سال 1356 سرآغاز مطرح شدن گسترده‌ي نام و ياد مبارزات سياسي امام خميني بود. به محض انتشار اين خبر، آقاي لواساني از تهران به قم آمده و همراه «آيت‌الله مرتضي پسنديده» مجلس ختمي را براي آن مرحوم در مسجد اعظم برگزار نمود.
در پي اهانت به امام در روزنامه‌ي اطلاعات در 19 دي ماه، طلاب در قم قيام كرده و در چهلم شهداي قم، مردم تبريز نيز دست به قيام گسترده‌اي زدند. تداوم اربعين‌ها شتاب اضمحلال نظام شاهنشاهي را بيشتر كرده و با شدت گرفتن حركت‌هاي ضد شاهنشاهي، بر فعاليت‌هاي آيت‌الله لواساني نيز افزوده شد.
وي از آغاز نهضت امام خميني همراه و هم‌قدم با ايشان بود. سرانجام در 12 بهمن سال 1357 امام خميني به وطن بازگشت؛ بازگشتي كه نويد‌بخش پيروزي انقلاب اسلامي بود. آقاي لواساني نيز به اتفاق تعداد ديگري از مبارزان مسلمان در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد از ايشان استقبال كردند. پس از پيروزي انقلاب روابط اين دو دوست قديمي ادامه يافت و ديدارهاي هفتگي آنها نشانگر اين صميميت و استحكام دوستي بود. آيت‌الله لواساني با آنكه سوابق مبارزات درخشاني داشت، بعد از انقلاب هم با همان صورت زاهدانه به زندگي ادامه داده و سرانجام در مهر ماه سال 1369 در خانه‌ي محقر خود به رحمت الهي پيوست. و در حرم حضرت فاطمه معصومه (ع) در شهر قم آرميد.

آيت‌الله سيدصادق لواساني به روايت اسناد ساواك
ارتباط «سيدكاظم شريعتمداري» با دربار و همكاري پيشكار ايشان «شيخ غلامرضا زنجاني» در اسناد و منابع به صورت مكرر و متواتر آمده است. و تاكنون دهها سند در اين زمينه انتشار يافته است. اگرچه هنوز اصل پرونده «شيخ غلامرضا» و «سيدكاظم شريعتمداري» نشر نيافته. اما در پرونده ياران امام، گزارش‌هاي مكرري در اين زمينه داريم. و اين نشانگر آن است كه شريعتمداري از نظر فكري به دربار متصل بوده است براساس اسناد و خاطرات رجال انقلاب اسلامي، اين رابطه از اواسط دهه 1320 در تبريز طي ملاقاتي كه ميان محمدرضا پهلوي و شريعتمداري در تبريز صورت گرفت آغاز و تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشته است. پس از انقلاب نيز به شكل ديگري در قضاياي «حزب خلق مسلمان» خود را نشان داد امروزه پس از سي سال از پيروز‌ي انقلاب لازم است در تدوين «خط امام» و «خطوط انحرافي»، به اسناد و خاطرات ياران حضرت امام و رجال سياسي توجه بيشتري نشان داده شود.
در گزارش سند شماره 295، از كتاب امام خميني در آئينه اسناد آمده است:
شريعتمداري آقايان حاج باقر قمي و شهيدي، حاج علي‌اصغر خوئي و حاج سيد محمدصادق لواساني را به قم دعوت و به آن‌ها گفته است ما با اعليحضرت همايوني اختلافي نداريم و فقط با دولت اختلافي داريم كه ممكن است حل شود و شما نيز اين مطلب را در مجالس بگوييد و تقاضا نموده كه گفتار آن‌ها را ساواك مركز كنترل نمايد كه آيا مأموريت را انجام مي‌دهند يا خير؟
ساواك در گزارشي به صورت خلاصه پرونده امام خميني در سال 1342 مي‌نويسد:
يكي از مقلدان امام نشرياتي از كشورهاي خليج فارس به مدينه مي‌آورد كه در ايام حج پخش كند. مأموران اطلاعاتي امنيتي سعودي وي را تحت تعقيب قرار داده و با همكاري و ارائه گزارش به ساواك مي‌نويسند:
«در مدينه در باغ مرجانيه نزد سيدلواساني (سيدلواساني با آقاي خميني دوست مي‌باشد و در روز بازجويي نيز كتباً از ايشان تقاضايي داشته كه به پيوست پرونده مي‌باشد) منزل داشتند.»
پس از آزادي حضرت امام از زندان و محبوس شدن در منزل حاج آقاي روغني در قيطريه به تاريخ 15/5/42 ساواك گزارش مي‌دهد:
محترماً در ساعت 5/10 دقيقه شب 14/5/42 آقايان خميني آقا مصطفي، آقاي بروجردي، آقاي اشراقي، آقاي اعرابي [آقايان دكتر محمود بروجردي، آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي، حاج محمدحسن اعرابي دامادهاي حضرت امام مي‌باشند] آقاي لواساني [سيدمحمدصادق] وارد منزل آقاي روغني گرديدند و پس از چند دقيقه صحبت استراحت نمودند.

ممنوع‌المنبر كردن حجت‌الاسلام والمسلمين محمدتقي فلسفي
پس از سخنراني‌هاي افشاگر فلسفي وي ممنوع‌المنبر گرديد، به همين خاطر وعاظ و روحانيان، تلاش فراواني نمودند تا شايد اين حكم ضد اسلامي را رفع و جامعه را از بيانات و مواعظ ايشان برخوردار كنند. ساواك در ليستي از 43 شخصيت نام مي‌برد كه براي رفع ممنوعيت حجت‌الاسلام فلسفي تلاش كرده‌اند. در ميان آنها اسامي حضرات آيات و حجج‌اسلام:
«عباسعلي اسلامي، شيخ حسن كافي، شيخ احمد كافي، شهيد فضل‌الله محلاتي، شيخ حسن سعيد چهل‌ستوني، ابوالقاسم خزعلي، مصطفي مسجد جامعي، شيخ جعفر خندق‌آبادي، محمد امامي كاشاني، علي دواني، شهيد سيدعبدالكريم هاشمي‌نژاد، شهيد شيخ حسين غفاري، سيدقاسم شجاعي، سيدمحمدصادق لواساني... 21 » به چشم مي‌خورد.

اتهامات آيت‌الله لواساني در كميته مشترك ضدخرابكاري
ساواك براي ايجاد اختلال در وضعيت شهريه امام خميني (ره) در بهمن 1351 اقدام به دستگيري آيت‌الله لواساني نمود.
آيت‌الله لواساني در كميته مشترك ضدخرابكاري نسبت به آشنايي و دوستي خود با امام خميني اعتراف و يادآور مي‌شود در جمع‌آوري وجوهات شرعي نماينده‌ي ايشان مي‌باشد، وي اتهام كمك به سازمان مجاهدين خلق را تكذيب مي‌كند.
ساواك در تاريخ 16/11/51 به علت كهولت و بيماري با تبديل قرار وي را از زندان آزاد مي‌نمايد. زنداني شدن ايشان باعث محبوبيت زيادتر وي شد، به همين خاطر ساواك براي ترور شخصيت آيت‌الله لواساني دست به دو «حيله» مي‌زند. اول انتشار يك اعلاميه به نام «طلاب حوزه علميه قم» كه در آن آمده است: «تو از سهم امام به صيغه‌هاي متعدد خود پرداخته‌اي و «زن خود را از خانه دربدر كرده‌اي» نه «لياقت سيادت داري» و نه [لياقت] «نماينده بودن» چون تو با سوءاستفاده از سهم امام اين كار را كرده‌اي.... ادبيات اين اعلاميه نه به حوزه‌ها مي‌خورد و نه كلمات و عناوين آن معمول طلاب مي‌باشد.
حيله دوم ساواك «مونتاژ» عكسي از ايشان با زني ...!! جالب آن كه در گزارش ساواك آمده است: عكس‌هاي مورد نظر به همسر يادشده فوق نشان داده شد، ليكن كمترين اثري در وي نكرد و به قدري تحت‌تأثير لواساني قرار دارد كوچك‌ترين توجهي ننموده است. عليهذا به نظر مي‌رسد كه از طريق همسر مشاراليه هيچ‌گونه نفوذي امكان‌پذير نيست، ضمناً به منابع مربوط آموزش لازم داده شده تا هرگونه عكس‌العمل طرفداران وي را گزارش نماييد كه در آن موقع چگونگي به عرض خواهد رسيد.
«دستور فرماييد به نحو كاملاً غيرمحسوس و به نحوي كه دخالت ساواك در توزيع آن مشخص نشود نسبت به انتشار اعلاميه‌هاي مذكور در بازار تهران و مجامع و محافل مذهبي اقدام و نتيجه را با تعيين عكس‌العمل دريافت‌كنندگان اعلاميه و گفتگوهايي كه در اين زمينه بين متعصبين مذهبي صورت خواهد گرفت اعلام دارند.» در بيستم آذر رئيس ساواك اصفهان، «نقوي» گزارشي براي «ثابتي» مديركل اداره كل سوم ساواك در مورد وصول 150 برگ اعلاميه‌هاي مربوط به سيدمحمدصادق لواساني مي‌نويسد:
1ـ در مورد پخش آن به منابع اصفهان و نجف‌آباد دستورات لازم داده شده است كه هرگونه عكس‌العمل دريافت‌كنندگان متعاقباً اعلام خواهد گرديد.
2ـ همان‌طور كه قبلاً نيز توسط اين ساواك ياد‌آوري گرديده اغلب اعلاميه‌هايي كه به وسيله ساواك تهيه و دستور پخش آن بين طلاب و متعصبين مذهبي داده مي‌شود از كاغذ‌هاي نوع (اعلا) تهيه و حتي در پلي‌كپي يا دست‌نويسي دقت كافي شده است.
پس از دستگيري حاج محمدصادق لواساني عامل جمع‌آوري پول براي امام خميني از بازاريان تهران به آنان گفته شده كه كمك‌هاي خود را از طريق حواله تجاري براي «حاج شيخ نصرالله» از تجار نجف ارسال دارند. ساواك گزارش مي‌دهد كه احمد خميني ضمن انجام مكاتبه با پدرش در عراق سعي دارد با صلاح‌ديد مشاراليه نماينده مالي جديدي را در تهران انتخاب نمايد. در سند ساواك آمده است: «خواهشمند است دستور فرماييد ضمن توجيه منابع واجد شرايط به موقع از هويت فردي كه به اين سمت انتخاب مي‌گردد مطلع و نتيجه را به موقع به اين اداره كل اعلام نمايند.»
پس از آزادي از زندان آيت‌الله لواساني مجدداً وجوهات را براي حضرت امام جمع‌آوري و ارسال مي‌نمود. اين در حالي بود كه ساواك از وي تعهد گرفته بود، كه ديگر اين كار را انجام ندهد.
پس از گزارش رسيده، ثابتي پيشنهاد تبعيد ايشان را از تهران مي‌نمايد!
ضمناً ثابتي براي «ترور شخصيت» ايشان يادآور مي‌شود:
«400 برگ اعلاميه كه عليه نامبرده تهيه شده است به پيوست ايفاد مي‌گردد. و اغلب طلاب يا بازاريان با ديدن اين گونه كاغذ اعلاميه به اطرافيان خود يا منابع اظهار داشته‌اند كه اين كار دستگاه مي‌باشد.
علي‌رغم تمام توطئه‌ها و محدوديت‌ها آيت‌الله لواساني سفري به قم داشته و «شهريه» امام را پرداخت مي‌نمايند. در گزارشي از قم هم براي ساواك تهران آمده است، توزيع اعلاميه را از طرف دولت دانسته و برخي به بيوت مراجع تقليد نسبت مي‌دهند!
در يك مورد يكي از طلاب گفته است «من مي‌دانم آقاي لواساني فقط يك خانه در تهران دارد و آن هم ارث مادري وي است. و اين اعلاميه بر ضد آقاي خميني است. طلبه ديگري مي‌گويد: اعلاميه ضد لواساني يعني ضد آقاي خميني و لواساني در تهران نماينده آقاي خميني است.»

رونوشت گزارش خبر شماره 19311/20 ه‍‍ 9/6/53 منبع 7687
موضوع: اظهارات سيدمصطفي ميرباقري
نامبرده بالا در يكي از جلسات روضه‌خواني به طور خصوصي اظهار داشت. قبل از تبعيد كردن محمدصادق لواساني نماينده آيت‌الله خميني او را محاكمه كرده‌اند و او هم تمام مداركي را كه از مجتهدين دارد و به وي اجازه داده‌اند پول جمع‌آوري كند نشان داده و گفته است تنها از آيت‌الله خميني اجازه جمع‌آور ي پول ندارم ولي ساواك به او گفته است ما كاري به وكالت شما از ساير مراجع تقليد نداريم و شما حق نداري از طرف خميني پول جمع‌آوري كني ميرباقري افزود اجازه وكالت خميني را از لواساني گرفته و پار ه كرده‌اند. سپس افزود شيخ مولائي از طرف لواساني وجوهات را جمع‌آوري مي‌كند و به وسيله پسر لواساني جريان را به لواساني خبر مي‌دهد و از او كسب دستور مي‌كند و به مصارف مربوط مي‌رساند. آنگاه ميرباقري راجع به تبعيد آيت‌الله قمي صحبت كرد و گفت گاهي او را به مشهد و گاهي به قم تبعيد كرده‌اند و من چندين بار با ايشان ملاقات كرده‌ام و فعلاً چند روزي است مجلس روضه‌خواني برپا كرده و طبق اظهار قمي بازاريها و برخي روحانيون مخارج او را تأمين مي‌كنند.
نظريه شنبه: نظري ندارد.
نظريه يكشنبه: امكان صحت خبر وجود دارد ضمناً شيخ مولائي همان شيخ احمد مولائي است كه سابقه فعاليت در جهت فداييان اسلام دارد و هم‌اكنون سر دفتر اسناد رسمي در تهران است.
نظريه چهارشنبه: نظريه يكشنبه مورد تأييد است.

شايعه‌پراكني عليه آيت‌الله لواساني
در ميان مريدان آيت‌الله «سازگارا» از مداحان اهل بيت (ع) كه عموماً با موتوسيكلت به مجالس مي‌رفت، اخيراً ماشين پيكاني خريده است. شايعه نموده‌‌اند كه وي از مريدان لواساني و از طرفداران آقاي خميني است، و اين اتومبيل را هم لواساني به علت اين كه وي اشعاري در مدح آقاي خميني سروده به اين مداح داده است.
نظريه يكشنبه: سيدمحمدصادق لواساني فردي نيست كه به خاطر يك قطعه شعر يك دستگاه اتومبيل به يك نفر بدهد و به نظر مي‌رسد كه عده‌اي از روي حسادت چنين حرف‌هايي در غياب مداح فوق مي‌گويند.
اما آن‌چه براي ساواك مهم است، جمع‌آوري وجوهات و ارسال آن براي حضرت امام است، لذا در گزارش آمده است «جمع‌آوري وجوهات به نفع آقاي خميني»
«اخيراً زين‌العابدين نديمي مبلغي را كه از مريدان آقاي خميني اخذ كرده بود به سيدمحمدصادق لواساني داده تا براي آن‌هايي كه پول‌داده‌اند از آقاي خميني رسيد دريافت دارد» نكته مهم نظريه شنبه است كه نوشته است: «زين‌العابدين نديمي براي دريافت وجوهات به نفع آقاي خميني فعاليت مي‌كند.»
در خرداد 1353 ساواك گزارش مي‌دهد كه «سيدصادق لواساني از وعاظ ناراحت و اخلا‌ل‌گر مقيم تهران است كه تحريكات و اقداماتي در زمينه ضديت مردم با يكديگر به عمل آورده [!!] و هم‌چنين فعاليت‌هايي در جهت خلاف مصالح مملكتي و اخلال در نظم عمومي انجام داده و رويه نامطلوب و ناصواب خود را هم‌چنان دنبال مي‌نمايد و به نحوي كه وجود مشاراليه در منطقه تهران موجبات برهم خوردن نظم و آرامش عمومي را فراهم مي‌سازد با ارسال خلاصه‌اي از سوابق وي به پيوست خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به تشكيل كميسيون امنيت اجتماعي و طرح موضوع و پيشينه ياد شده نسبت به طرد وي اقدام قانوني معمولي داشته و نتيجه را به اين سازمان اعلام نمايند.» نامه از سوي ارتشبد نصيري به وزارت كشور ارسال شده است.
كميسيون امنيت اجتماعي به منظور رسيدگي به پيشينه آيت‌الله لواساني روز 28/3/53 در فرمانداري تهران تشكيل مي‌شود. ساواك پيشنهاد مي‌كند تا وي را به سه سال اقامت اجباري در شهرستان طوالش استان گيلان محكوم و نتيجه را به اداره كل سوم ساواك اطلاع دهند.
ثابتي طي گزارشي به رياست ساواك تهران دستور مي‌دهد در كميسيون شركت كند در گردش‌كاري كه از پرونده آيت‌الله تهيه شد نيز اشاره به دستگيري سال 1351، بازداشت و گرفتن وجوه سهم امام (ع) آمده است. اما پرنيان‌فر رئيس ساواك تهران به ثابتي مي‌نويسد: «هيچ‌گونه مداركي در اين زمينه در دست نيست و مشاراليه اين كار را تحت پوشش‌هاي مختلف انجام مي‌دهد. ضمناً اعلاميه‌هاي مورد بحث در همان موقع به نحو غيرمحسوس توزيع شده متعصبين مذهبي با بي‌توجهي آن را مطالعه و عكس‌العمل مناسبي عليه لواساني از خود نشان نداده‌اند اما در مورد تبعيد ايشان اشاره به تشكيل كميسيون و محكوميت مراتب جهت استحضار به عرض مي‌رسد.»
فرماندار تهران، طي گزارشي جلسه را بيان مي‌كند و يك نسخه از صورت‌جلسه نيز بوسيله ساواك تهران براي رياست ساواك و پرويز ثابتي ارسال مي‌شود در گزارش آمده است: «در طوالش اعمال و رفتار و تماس‌هايش را بايد تحت مراقبت قرار داد و نتيجه را به اداره كل سوم اعلام نمايند، سرانجام ايشان دستگير و توسط شهرباني حكم اجرا مي‌شود اما گزارش ساواك از مسجد حاج سيدعزيزالله و بازار قابل توجه است. در گزارش دستگيري سيدصادق لواساني آمده است:
«دستگيري نامبرده در روز 7/4/53 در بين عده‌اي از روحانيون و افراد متعصب مذهبي و بازاريان تهران اثر نامطلوبي گذاشته اشخاص متفرقه براي اقامه نماز به مسجد حاج سيدعزيز‌اله آمده بودند در مورد دستگيري يادشده فوق بحث و گفتگو مي‌نمودند كه عده‌اي از روحانيون را دستگير و به روحانيت اهانت مي‌نمايند. اين‌ها بعثي‌هاي عراق را فاشيست مي‌نامند در صورتي كه خودشان يزيد زمان بوده و از فاشيست‌ها فاشيست‌تر مي‌باشند. باز هم فاشيست‌ها بهتر از اين‌ها بودند در حال حاضر چند نفر از روحانيون در زندان يا تبعيد بسر مي‌برند.» در نظريه سه‌شنبه آمده است: «سيدمحمدصادق لواساني از طرفداران سرسخت [امام] خميني و نماينده تام‌الاختيار وي در بازار تهران و از افراد مخالف دولت بوده كه به وعاظ و روحانيون طرفدار [امام] خميني كمك‌هاي مالي مي‌نموده است.» از ساواك گيلان گزارش مي‌رسد:
«سيدمحمدصادق لواساني به وسيلة مأمورين بدرقه به شهرباني هشتپر تحويل ابتدا در مسجد جامع هشتپر اقامت گزيد حاج سيدمحمود نوري‌زاده پيشنماز هشتپر قصد برگزاري نماز جماعت داشته كه از اين عمل جلوگيري و سپس با همكاري شهرباني در مورد تهيه مسكن ياد‌شده اقداماتي به عمل آمده. فرزندش محمدحسن لواساني در معيت محمد لواساني فرزند ديگرش و عيالش و شخصي به نام علي خوش‌نيت و همسرش و مهندس جواد لواساني به ديدن نامبرده آمدند كه پس از يك شب توقف جملگي جز محمدحسن لواساني كه در هشتپر توقف نمود به تهران مراجعت كردند.»
در تهران بازاريان و آيت‌الله شيخ حسن سعيد تهراني تلاش براي آزادي وي را ادامه دادند، در طوالش شهرباني منزلي را در نظر گرفته بود كه آيت‌الله لواساني نپذيرفت تا آن‌جا كه ثابتي مجبور شد به رياست ساواك گيلان بنويسد: «تغيير محل سكونت او بلامانع است.» در طوالش روحانيون وعاظ و مردم از وي تجليل و حتي از فومن براي ديدن ايشان مي‌روند آيات عظام «ضيابري»، «حسام»، «احسان‌بخش»، «عنايت» و... براي ديدار آيت‌الله لواساني راهي طوالش مي‌شوند. و روحانيون قم با ارسال نامه‌ها و در ديدارهاي حضوري از آيت‌الله شريعتمداري مي‌خواهند در جهت حل مشكلات لواساني تلاش كند.»
خبر دستگيري و مشكلات آيت‌الله لواساني در سراسر كشور منعكس شده و در آبادان «آيت‌الله حاج شيخ عبدالرسول قائمي» موضوع را در يك جلسه بيان مي‌كند، با فرارسيدن ماه مبارك رمضان فعاليت علما عليه رژيم شدت مي‌گيرد. «پرويز ثابتي» مديركل اداره سوم ساواك طي نامه‌اي به كليه ساواك‌ها و شهرباني و اداره چهارم عمليات و بررسي مي‌نويسد:
«به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان سال 1394 امكان دارد، پاره‌اي از وعاظ و روحانيون افراطي مذهبي فرصتي پيدا كنند كه برخي از مسايل و موضوعات مذهبي را در قالب مطالب تحريك‌آميز و خلاف مصالح مملكتي در بالاي منبر عنوان نموده و تبليغات سوئي بنمايند، عليهذا با ارسال صورت اسامي وعاظ ممنوع‌المنبر و اشخاص كه با سپردن تعهد مجاز به استفاده از منبر مي‌باشند.
خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به جلوگيري از هرگونه فعاليت مضره وعاظ و روحانيون افراطي مذهبي، ضمن همكاري با سازمان‌هاي نظامي و انتظامي محل پيش‌بيني و مراقبت‌هاي لازم معمول و نتيجه را به اين اداره اعلام نمايند.»
باتوجه به گسترش شدت و فشار ساواك بر ملاقات‌كنندگان با آيت‌الله لواساني و محدوديت‌ها و حتي خطر دستگيري آنها همچنان بسياري با ايشان در ارتباط بودند. در بيست و پنجم مهر 1353 ساواك گيلان گزارش مي‌دهد: «روز 25/7/53 سيدمحمد آل احمد و چند نفر از معاشرين و هم‌فكران وي پس از خريدن مقداري برنج و روغن دسته‌جمعي به سوي قريه برغات حركت و در آن جا با پيشنماز مسجد قريه مزبور مذاكره نمودند. پيشنماز طلبه جواني به نام كاظم‌پور مي‌باشد ملاقات و نماز عيد فطر را اقامه كردند و آن‌گاه سيدمحمد آل‌احمد دفترچه‌هايي را در اختيار كاظم‌پور گذاشت. افراد مزبور متعاقباً به سوي رشت حركت و در شهرستان هشتپر به منزل سيدمحمدصادق لواساني رفته و با وي ملاقات و مذاكره نمودند و پس از مدتي توقف در خانه وي به خلخال رفتند و برنج و روغن‌ها را در اختيار منتظري گذاشتند و با وي مذاكره سپس به منزل شيخ علي‌اصغر مرواريد رفته و با روحاني مزبور مذاكراتي نموده و سپس به تهران مراجعت نمودند» از تهران هم عده‌اي از خيابان غياثي براي ملاقات با وي رفتند و خانواده لواساني هم به طوالش در رفت و آمد بودند.»
با آن كه ساواك نسبت به «سيدجعفر بهبهاني» حساسيتي نداشته است اما در جلسات روضه‌خواني منزل ايشان آمده است: «از جمله حضور عده‌اي از روحانيون و وعاظ و افراد متفرقه از جمله سيدعلي نقي تهراني امام جماعت مسجد كوچه ارامنه، سيدمحمد صادق لواساني، پيشكار خميني، آقاي شيرازي مدرس مدرسه عالي سپهسالار ـ خلخالي امام جماعت مسجد سرپل شميران تشكيل گرديد.
رهبر عمليات در نظريه خود مي‌نويسد: «در جلسات هفتگي روضه‌خواني منزل مرحوم بهبهاني كه از طرف سيدجعفر بهبهاني تشكيل مي‌گردد عده‌اي از روحانيون افراطي و ناراحت شركت مي‌كنند.»


صورت‌اسامي روحانيون و وعاظ درجه 1 و 2 تهران و شهرستانها
استان مركزي
الف ـ تهران:
رديف نام شهرت محل سكونت .
1ـ آيت‌الله سيداحمد خوانساري بازار عباس‌آباد. كوچه‌سراي مسعود
2ـ ˝ ˝ ˝ ˝ ميرزاخليل كمره‌اي خيابان زرين نعل
3ـ ˝ ˝ ˝ ˝ميرزااحمد آشتياني مدرسه مروي
4ـ ˝ ˝ ˝ ˝سيدابوالحسن رفيعي قزويني خيابان بوذرجمهري. كوچه پشت مسجد جامع
5ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمدتقي آملي خيابان شاهپور. روبروي پارك‌شهر كوچه كلانتري ـ پلاك 38
6ـ ˝ ˝ ˝ ˝ميرزاعبداله سعيد تهراني بوذرجمهري. كوچه مسجد جامع. منزل شخصي
7ـ ˝ ˝ ˝ ˝سيدعلينقي تهراني نرسيده به ميدان اعدام. چهارراه سعادت منزل شخصي
8ـ ˝ ˝ ˝ ˝بهاءالدين نوري خيابان سيروس. كوچه صديق‌الدوله
9ـ ˝ ˝ ˝ ˝شيخ حسنعلي راشد شميران. خيابان پهلوي. كوچه كاظمي
10ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمدتقي فلسفي واعظ خيابان ري. روبروي مسجد كاظميه
11ـ ˝ ˝ ˝سيدمحمدصادق لواساني كوچه ميرزا محمود وزير نرسيده به امامزاده يحيي انتهاي بازار عباس‌آباد
12ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمود تولائي (حلبي) چهارراه حسن‌آباد. كوچه همت پلاك 74

كلانتري رستم‌آباد

* * * *

اشخاص مشروحه زيرين مي‌توانند با آقاي خميني ملاقات نمايند.
فرماندار نظامي تهران و حومه. سپهبد نصيري
1ـ آقاي سيدمحمدصادق لواساني
2ـ آقاي شهاب اشراقي
3ـ آقاي محمدحسن اعرابي
4ـ آقاي محمود بروجردي
5ـ آقاي رضا ثقفي
6ـ آقاي ميرزامحمد ثقفي
7ـ آقاي مصطفي مصطفوي
8ـ آقاي احمد مصطفوي
9ـ آقاي سيد مرتضي پسنديده
10ـ آقاي نورالدين هندي
11ـ آقاي مشهدي نادلي جوادزاده
12ـ آقاي عليمحمد نوكر
13ـ آقاي مشهدي رضا جعفري
14ـ آقاي شيخ محمدحسين بروجردي
15ـ آقاي پناهي
16ـ آقاي رضا پسنديده
17ـ آقاي محمد هندي
18ـ آقاي ميرزاحسن كمره‌اي
19ـ آقاي شيخ صادق خلخالي
20ـ آقاي شيخ حسن صانعي
... برگ صورت اسامي اشخاص كه اجازه دارند از آقاي خميني ملاقات نمايند به اينجانب سروان سيف‌الدين عصار سازمان امنيت رسيد.

آنكارا
بازگشت 942
وسايل و كتابها را از آقاي سيدمحمدصادق لواساني دريافت سلامتي آقاي خميني را به ايشان ابلاغ پس از مراجعت آقاي مارگو وسايل و كتابها را ايشان ملاحظه چگونگي را به مركز اعلام دارند تا ترتيب تحويل آنها به آقاي خميني ابلاغ شود. 1629 ـ 130 ـ 7/10/43 شائق
خوي تركيه
تلفنی به عرض تيمسار ماهوتيان رسيد. فرموده‌اند به اين مركز ... 7/10

از: آنكارا تاريخ: 7/10/43
به: تهران
تيمسار رياست ساواك
آقاي سيدمحمد صادق لواساني از طرف روحانيون مقيم نجف به استانبول آمده و به كنسولگري ايران مراجعه و تقاضاي ملاقات با خميني را نموده ضمناً اظهار داشته كه ايشان در بورسا هستند و آقاي خوانساري از تهران جهت ملاقات با ايشان به تركيه آمده‌اند اينجانب نيز هنگامي كه آقاي خميني در قم تحت‌نظر مقامات دولتي بودند از طرف دولت اجازه داشتم كه ايشان را ملاقات نمايم و چون كنسولگري اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند نامبرده روز يكشنبه شش دي ماه به آنكارا عزيمت و امروز صبح جناب آقاي سفيركبير را ملاقات و آدرس خميني را در بورسا استفسار مي‌كند و اظهار مي‌دارد كه مقداري كتاب و لوازم شخصي جهت نامبرده آورده و در نظر دارم از سلامتي ايشان مطلع و به نجف مراجعت نمايم چون فردا صبح آنكارا را به قصد بغداد ترك مي‌كند جناب آقاي سفير اين جانب را احضار و كسب تكليف مي‌فرمايند مقرر فرماييد ظرف امروز جواب مقتضي صادر فرمايند كه به عرض آقاي سفير برساند.
نظريه: چنانچه به آقاي لواساني اطمينان داده شود كه آقاي خميني سلامت هستند و كتابها و وسايل جهت خميني فرستاده مي‌شود در بين روحانيون نجف‌اثرات خوبي خواهد داشت اوامر را ظرف امروز ابلاغ فرماييد. 942 ـ 28/12/64 وثوقي
فوري به عرض برسد
رياست اداره مخابرات تا تاريخ 9/10/43 موفق نشدند اين تلگراف را به عرض برسانند.
ساعت 1800 روز 9/10 به عرض تيمسار و رياست رسيد.

شماره: 15794/321 تاريخ: 9/10/43
مديريت كل اداره سوم
بدينوسيله رونوشت تلگراف واصله از آنكارا جهت استحضار به پيوست ايفاد مي‌گردد مراتب تلگراف مزبور به اطلاع تيمسار ماهوتيان و مديريت آن اداره كل رسيده و پاسخ لازم نيز در اين مورد به نمايندگي داده شده است.
مديركل اداره دوم ـ شائق

شماره: 31199/241 تاريخ: 13/10/43
موضوع: سيدمحمدصادق لواساني
آقاي سيدمحمدصادق لواساني در تركيه قصد ملاقات آيت‌الله خيني را داشته كه از ملاقات او جلوگيري شده است و نامبرده اين موضوع را براي دوستان خود تعريف نموده است.
گيرندگان: بخش تركيه ـ جهت اطلاع و ارائه سابقه به مقام مديريت كل

از: آنكارا تاريخ: 17/10/43
به: تهران
شماره عطفي: 1629
كتابهاي تقديمي آقاي سيدمحمدصادق لواساني عبارتند از:
مفاتيح‌الجنان و تاريخ تمدن اسلامي در پنج جلد به زبان عربي و مانعي براي تحويل آنان به آقاي خميني نيست. لوازم آورده شده نيز شامل چند دست لباس بود كه به علت عدم احتياج نامبرده از تحويل آن خودداري كرد. 943ـ 7/1/65
سري تركيه به اداره كل سوم 19/10

تاريخ: 10/1/44 شماره: 46028/321
مديريت كل اداره سوم
پيرو شماره 15838/232 ـ 19/10/43
در اسفند ماه دو طغري نامه كه از طرف فاميل آيت‌الله خميني نوشته شده بود توسط ساواك استان مركزي به اين اداره كل داده شده كه جهت نامبرده فرستاده شود نامه‌هاي مزبور به نمايندگي آنكارا ارسال گرديد كه به آقاي خميني از نامه‌ها درباره كتابهاي ارسالي آقاي لواساني مطالبي نوشته شده است (موضوع نامه فوق) و صلاح نيست بدون ارسال كتابها نامه به وي داده شود.
نمايندگي درخواست نموده در صورت موافقت كتابها به انضمام نامه‌ها به آيت‌الله داده شود.
خواهشمند است دستور فرماييد در اين مورد نظريه آن اداره كل را اعلام نمايند.
از طرف مديركل اداره دوم ـ شائق
گيرندگان: ساواك استان مركز جهت اطلاع

صورت اسامي نمايندگان مراجع تقليد

اسامي مراجع تقليد نشاني

حسن ميرزائي ميلاني سه راه گلوبندي مسجد كوچك
ميرزااحمد آشتياني شاهرودي گذرعلي خيابان خيام پاچنار
شيخ محمدتقي آملي شاهرودي چهارراه حسن‌آباد كوچه كلانتري
سيدصادق لواساني خميني بوذرجمهري نو امامزاده يحيي
سيداحمد ميرخاني خوئي حشمت‌الدوله مسجد ولي‌عصر
شيخ شريف شاهرودي شاهرودي خيابان پاچنار چهارراه اميريه گمرك مسجد سجاد
شيخ عبداله مهدوي شاهرودي خوئي خيابان مولوي ايستگاه ساعت مخبرالسلطنه. مسجد مشيرالسلطنه
حسن اثني عشري خميني مسجد نايب‌علي
مجد خميني. خوئي دماوند
شيخ اردكاني خميني تجريش
شيخ حسن كافي خميني تجريش
شيخ نصيري خميني تجريش
دكتر باهنر خميني تجريش
علي‌اصغر مرواريد خميني تجريش
نجم اعتمادزاده خميني تجريش
سيدعبدالرسول حجازي خميني تجريش
سيدعبدالرضا حجازي خميني تجريش
شيخ محمد امامي كاشاني خميني تجريش
دكتر محمد منافي ميلاني تجريش
محمدتقي فلسفي خوئي تجريش

جعفر خندق‌آبادي خوئي تجريش

نظريه شنبه: شنبه نظري ندارد
نظريه يكشنبه: يكشنبه نظري ندارد
نظريه چهارشنبه:
آیت الله لواسانی در خاطرات

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي در خاطرات خود مي‌نويسند:
«دوستي صميمانه آيت‌الله لواساني با امام خميني (قدس سره) پس از انتقال ايشان به تهران و ادامه خدمت در سنگر محراب هم‌چنان ادامه يافت و علاقه و اعتماد امام نسبت به آيت‌الله لواساني كه مي‌توان گفت منحصر به فرد و استثنايي بود با آغاز مرجعيت و رهبري امام، به اوج خود رسيد و آيت‌اله لواساني وكيل تام‌الاختيار امام در مركز شد. و آيت‌الله لواساني علي‌رغم مشكلاتي كه اين امر داشت، آن را با كمال ميل پذيرفت و در واقع انجام بخشي از كارها را در غياب امام به عهده گرفت.
البته اهميت و حساسيت نيابت تام و تمام در دوران تبعيد و هجرت امام از ديد رژيم ستم‌شاهي پنهان نبود و به همين دليل فشارهاي گونه‌گوني را برايشان وارد مي‌كردند. ولي آيت‌اله لواساني هم‌چنان استوار در كنار امام ماند و به كار خود ادامه داد.
در همين رابطه بود كه در بهمن ماه سال 1351 دستگير و به زندان انفرادي كميته به شهرباني تهران انتقال يافت و مدت‌ها در آن‌جا به سر برد كه با وساطت مراجع عظام وقت از زندان آزاد شد.»
پس از آزادي و استمرار فعاليت در مسير اهداف الهي امام خميني (قدس سره) آيت‌الله لواساني براي بار دوم در تير 1353 دستگير و به مدت سه سال به هشتپر طالش تبعيد شد كه مدت دو سال و نيم آن را در همان جا سپري كرد و چند ماهي باقي مانده را به علت شدت بيماري ايشان و انتقال به تهران ناديده گرفتند!
آيت‌الله لواساني پس از مراجعت امام به ايران و پيروزي انقلاب اسلامي، پيوند ديرينه را استمرار بخشيده و ديدارهاي هفتگي ايشان با امام، نشانگر قداست و اصالت اين پيوند بود.
مرحوم آيت‌الله لواساني با برادر بزرگ من، مرحوم آيت‌الله حاج سيد احمد خسروشاهي هم دوستي ديرينه داشت. هر دو از شاگردان مبرز و شايسته مرحوم آيت‌الله حاح شيخ عبدالكريم حائري يزدي و مرحوم آيت‌الله سيد محمدتقي خوانساري بودند.
مرحوم اخوي، همواره از آقاي لواساني به‌عنوان عالمي وارسته و فقيهي پرهيز‌گار ياد مي‌كرد و از دوران اقامت در مدرسه «دارالشفا» در كنار حجره امام و ايشان، خاطره‌ها نقل مي‌كرد كه جاي نقل آن‌ها اين مختصر نيست.
اين آشنايي و سابقه سبب شد كه موقع دستگيري آيت‌الله خسروشاهي همراه شهيد آيت‌الله سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي، حجت‌الاسلام آقاي سيدمهدي دروازه‌اي و حجت‌الاسلام جناب آقاي محمدحسين انزابي نماينده فعلي مجلس شوراي اسلامي و مرحوم حاج ميرزاحسن ناصرزاده واعظ و انتقال آنان به زندان قزل‌قلعه تهران و نزول برف سنگين و حدوث سرماي شديد و بي‌سابقه در تبريز، من به نزد آيت‌الله لواساني بروم و از ايشان بخواهم در مورد كمك بر مردم مستمند تبريز همكاري كنند و توضيح دادم كه چون اخوي من و آقاي قاضي و علماي ديگر دستگير و زنداني شده‌اند و اغلب وعاظ ديگر هم در تبريز زنداني هستند، بي‌مناسبت نيست كه اجازه‌اي از «حاج‌آقا» براي هزينه سهم امام در اين رابطه بگيرند.
در آن ايام امام خميني در «قيطريه» به سر مي‌بردند و اجازه ملاقات به كسي داده نمي‌شد. ظاهر‌اً آيت‌الله لواساني حق ملاقات داشت.
مرحوم آيت‌الله لواساني به من گفتند:
شما چيزي بنويسيد. من همراه خودم مي‌برم و جواب را براي شما مي‌آورم.
فرصت را غنيمت شمرده و در منزل ايشان، دو نامه براي امام نوشتم. يكي با امضاي مستعار: «آذربايجاني‌هاي مركز» درباره ضرورت كمك به مستمندان تبريز، به علت سرماي شديد و ديگر با امضاي خودم به عنوان عرض ادب و اعلام مسرت از سلامتي ايشان و اهداء كتاب كوچكي كه به نام «دو مذهب» تازه منتشر ساخته بودم...»
چند روز بعد به ديدار آيت‌الله لواساني رفتم، نامه‌اي كوتاه از حضرت امام داشتند كه در آن نوشته بودند:
كتاب شما را دوبار خواندم و براي شما دعا كردم. از خداوند براي شما توفيق خدمت بيشتر به اسلام و مسلمين را خواستارم»
همراه نامه، هديه‌اي هم فرستادند كه نشان‌دهنده توجه و لطف خاص امام بود... نامه را به همه دوستان آن روز «مكتب‌اسلام» نشان دادم و اكنون در بين اوراق و اسنادم هر چه گشتم پيدا نشد.
ان‌شاءالله باشد براي چاپ در مقدمه كتاب «دو مذهب» كه امام آن را دوبار خوانده‌اند.
ولي پاسخ نامه اول را كه توسط اين جانب همراه پاسخ مراجع ديگر وقت در تبريز چاپ شد.

پي‌نوشت‌ها:
_________________________
1ـ رجوع شود به دانشمندان اسلامي، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ محمد رازي
2ـ خسروشاهي، هادي، «يادواره‌ي آيت‌الله محمدصادق لواساني»، مجله‌ي تاريخ و فرهنگ معاصر، ش 1، .1370
3 ـ انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، ج 3، تهران، وزارت اطلاعات، 1377.
4ـ خاطرات 15 خرداد تبريز، قسمت دوم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374.
5 ـ دواني، علي، نهضت روحانيون ايران، ج 3 ـ 6؛ تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1377.
6ـ خاطرات و مبارزات شهيد صدوقي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376.
7ـ خاطرات علي‌اكبر محتشمي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
8ـ خاطرات 15 خرداد، دفتر سوم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
9ـ خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
10ـ صحيفه‌ي امام، ج 1 ـ 3، تهران، موسسه‌ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378.
11ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده‌ي آيت‌الله مصطفي خميني، شماره‌ي‌بازيابي 391، ش. س. وو 139 ـ 140و شماره‌ي بازيابي 392، س. ش. و 10 ـ 11.
12ـ مرادي نيا، محمدجواد، خاطرات آيت‌الله پسنديده، تهران، نشر حديت، چاپ دوم، 1375.
13ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج3، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374.
14ـ روحاني، حميد، نهضت امام خميني، ج 2، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1376.
14ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي (زبان‌گويايي اسلام)، تهران، وزارت اطلاعات
15، 16ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، آيت‌الله عبدالرحيم رباني شيرازي (روايت پايداري)، تهران، وزارت اطلاعات، 1379.
17ـ خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1377، ص
18ـ محضر نور (فهرست ديدارهاي امام خميني)، ج 1 و 2، تهران، مؤسسه‌ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ دوم، 1374.
19ـ فرهنگنامه، رجال روحاني، رحيم نيكبخت، جلد اول، 1389، ص 330 ـ 327.
20ـ امام در آئينه اسناد، ج 1، ص 386.
21ـ رجوع شود به فصلنامه تاريخ و فرهنگ معاصر، شماره 1، ص 270.












مراسم عزاداری در محله ها و قریه های لواسان

مراسم عزاداری در محله ها و قریه های لواسان

یادداشت محرم ( 5 )

خیلی خلاصه
، طی یادداشتهای آتی آورده می شود :



گلندوئک
این محله که در مرکز لواسان قرار دارد، سابق در دو قسمت قلعه بالا و قلعه پایین و خیلی قبل‌تر با محله نجارکلا یکی بوده است. از پامنبری‌های معروف مرحوم شیخ حسین خانبابائی بوده است که تصنیف صلواتش آنقدر طولانی بود که خود یک منبر محسوب می‌شد. میانداران قدیمی‌ گلندوئک حاج علی خانبابائی و حاج علی فتاحی، نوحه‌سرایان فقید آن مرحوم مشهدی علی محمد گلزردی، مرحوم میرزا محمد فتاحی، مرحوم محمد شکری ، مرحوم حاج محمد علی عسلی و مرحوم حاج محمد شکری و علم‌کشان فقیدش مرحوم محمد حسین شکری، مرحوم حاج علی شکری و مرحوم حاج اکبر شکری مرحوم حاج حسین شاهپسند ، مرحوم حاج سعید گلزردی ، مرحوم حاج جاوید گلرزدی بودند.


جائیج
قریه جائیج امروزه قسمتی از شهر لواسان و جزء محله‌های بسیار قدیمی ‌لواسان می‌باشد و مزار و بقعه امامزاده عبدالله در اینجا واقع شده است. هیئت مسجد النبی جائیج روز ششم محرم پذیرای هیئت‌های نجارکلا و گلندوئک است و روز هفتم به محله گلندوک و نجارکلا می‌رود. روز هشتم نیز هیئت شورکاب به جائیج می‌آید و بعدازظهر تاسوعا این هیئت به شورکاب و سپس ترک مزرعه می‌رود. صبح عاشورا هیئت‌های نجارکلا، گلندوئک، شورکاب، ترک مزرعه به جائیج می‌آیند و بعد از ظهر این هیئت به ناران می‌رود و روز یازدهم نیز پذیرای هیئت ناران است. علم‌کش قدیمی آن ‌مرحوم حاج کاظم جمشید گرجی ، مرحوم مجید زینلی ، مرحوم حسن الله داد ، مرحوم تقی طاهری ، مرحوم احسان گرجی ، جناب آقای احتشام گرجی ، جناب آقای محمد فتاحی و مرحوم مسعود فتاحی , نوحه‌سرایان قدیمی‌اش ‌مرحوم حاج حسن فتاحی و مرحوم حاج غلامرضا گرجی بوده‌اند.


نجارکلا
این قریه قدیمی‌ نیز که از دو محله نجارکلای بالا و نجارکلای پایین تشکیل شده است، سابقه طولانی در برپایی مراسم عزای حسینی دارد. اگرچه سابق مراسمی ‌واحد در قریه گلندوئک داشت، ولی بیش از 50 سال است که هیئت و مسجدی جداگانه دارد. مراسم عزای حسینی از شب اول ماه محرم و حرکت هیئت از روز ششم محرم شروع می‌شود. این هیئت ابتدا به قریه گلندوئک می‌رود و سپس به قریه جائیج و فردای آن یعنی روز هفتم پذیرای هیئت جائیج و گلندوک و روز هشتم میزبان هیئت شورکاب است. هیئت بعد از ظهر تاسوعا به محله شورکاب و پس از آن به محله ترک مزرعه می‌رود و روز یازدهم نیز پذیرای دو هیئت ناران و ترک مزرعه است. . علم‌کش آن مرحوم حاج ناصر افراسیابی ، حاج منصور افراسیابی ، حاج جهانبخش مومجی ، حاج فرهاد خاکی ( کردبچه ) حاج مجید اسدیان و میاندارش نیز حاج جهانگیر مومجی می باشند .

حسین فتاحی
شب پنجم محرم
التماس دعا
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!

ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!

ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
پروژه های برجسته: وقتی صحبت از طراحی ویلا در بستر یک منطقه ی کوهستانی با اقلیم سرد و خشک و چشم انداز های متنوع به میان می آید، آنچه حائز اهمیت می شود، استفاده مطلوب از پتانسیل های بستر سایت و توجه به محدودیت ها و ظرافت های خاص در طراحی بنا می باشد. ویلای کوهپایه در لواسان به معماری جلال دادور و ژوبین دلاوریان از دفتر معماری لاین یکی از همین طراحی های برجسته و منحصر به فرد می باشد که امروز در چیدانه به آن سری می زنیم با ما همراه باشید.

تبلیغات
خانه ای زیبا با مبلمانی متفاوت الان چی می چسبه !

مشخصات عمومی طراحی پروژه ویلای کوهپایه
نام پروژه: ویلای کوهپایه
موقعیت: آستانک، لواسان، تهران
معماران: جلال دادور، ژوبین دلاوریان
دفتر معماری: استدیو معماری لاین

نام کارفرما: بخش خصوصی
وضعیت: ساخته شده
مساحت: ۱۲۰۰ متر مربع
تعداد طبقات: ۴ طبقه

طراحی پروژه ویلایی کوهپایه در زمینی با مساحت ۱۲۰۰ متر مربع و زیر بنای مفید ۱۰۰۰ متر مربع در منطقه لواسان صورت گرفته است. مهمترین ویژگی بستر پروژه، قرار گرفتن در منطقه ای کوهستانی با اقلیم سرد و خشک و چشم انداز های متنوع به اطراف من جمله سد لواسان و کوهپایه های اطراف می باشد. بستر شیبدار پروژه با اختلاف سطحی در حدود ۱۵ متر میان بالاترین و پست ترین قسمت سایت، از مهمترین محدودیت ها و ظرفیت های طراحی پروژه قرار گرفت.


برنامه ریزی اولیه برای طراحی این ویلا در ۴ طبقه صورت گرفته و به ترتیب ذیل می باشد. طبقه اول شامل فضاهای پارکینگ، انبار و تاسیسات می باشد. ورودی اصلی بنا، استخر و سوئیت مهمان در طبقه دوم جانمایی شده اند که با فضای ارتباطی به طبقه سوم که شامل فضای آشپزخانه، پذیرایی، نشیمن اختصاصی و تراس وسیع می باشد. مرتبط می شوند. در طبقه چهارم، چهار اتاق خواب، نشیمن خصوصی و تراس اختصاصی جانمایی شده اند.


ایده اصلی طراحی این ویلا، از قرار گیری چهار مکعب مستطیل بر روی یکدیگر، با چرخش هایی نسبت به یکدیگر شکل گرفته است. با چرخش احجام سعی گردیده است تا علاوه بر تطابق فیزیکی کالبد پروژه با بستر شیبدار طرح، تنوع حجمی مطلوب ایجاد و دیدهای مطلوب به داخل ساختمان نفوذ کنند.


ایجاد مکعب های سفید رنگ، خالص و به دور از عناصر الحاقی، استفاده از عناصر فلزی جهت ایجاد خطوط افقی در ترکیب حجمی، جانمایی سطوح بزرگ شیشه ای در جهت دیدها و تابش های مناسب ساختمان، تراش مکعب ها در جهت ایجاد یکپارچگی در حجم بنا ، همگی از راهکارهایی بوده اند که در جهت تقویت ایده اصلی طراحی از آنها استفاده گردیده است.


از آنجاییکه در طراحی ویلا مدرن، تراس ها و فضاهای باز نقش عمده ای را ایفا می کنند، سعی شده است تا با ایجاد کیفیت خاص در این فضا، نقش آن را پر رنگ تر کرده باشیم.


تراس اصلی این ویلا در طبقه سوم و در کنار فضای نشیمن و پذیرایی اصلی قرار گرفته است. جهت استفاده از این فضا، پلی طراحی گردیده است که ارتباط بین فضای داخل و خارج را میسر می سازد. وجود این پل ارتباطی در تقویت حس گذار از فضای داخل به خارج و بالعکس تاثیر بسزایی داشته و درمجموع این مسیر ارتباطی مقدمه ای بسیار مطلوب جهت وارد شدن به تراس می باشد.


در مسیر طراحی محوطه و فضای باز ویلای مذکور که خود اهمیتی کمتر از خود بنا ندارد، دو نکته کلیدی مد نظر قرار گرفته است. نخست پیوستگی فضای باز در پیرامون ساختمان و حداکثر استفاده از توپوگرافی بستر طرح و سپس ایجاد تنوع فضایی و ترکیب فضای باز و نیمه باز در محوطه.


به لحاظ پاسخگویی به موارد فوق، سعی شده است تا سکوهایی در ترازهای مختلف طراحی گردند که توسط پلکان و رمپ به یکدیگر متصل شوند. در راستای ایجاد تنوع فضایی، پیلوتی طراحی شده است تا علاوه بر ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی میان محوطه بالا دست و پایین دست، فضای مکثی در این میان بوجود آورد که بتوان از آن به عنوان یک نشیمن در فضای نیم باز با دید مناسب و بهره بردن از عناصری چون فضای سبز و حرکت آب، استفاده کرد. لغزش احجام نیز در جهت گیری این فضا و حتی تعریف مسیر ورودی به فضای داخلی ویلا تاثیر گذار بوده است.




ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
ویلای کوهپایه لواسان، چرخش مکعب ها در زمین شیبدار!
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)

سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)

سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)
سیل در لواسان منطقه توک مزرعه (ترک مزرعه اصطلاح غلطی است)





گزارش تصویری از سیل در توک مزرعه لواسان
ترک مزرعه اصطلاح اشتباهی است
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان

افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان

کانال کوچه باغ های لواسان بزرگترین و فعالترین کانال تلگرامی در سطح شهر لواسان است
کاربران فعال و مدیران هماهنگ باعث پیشرفت این گروه در عرصه فضای مجازی شده است
مدتی است فعالیت های این گروه پرشور و مردمی در فضای شهر لواسان هم قابل مشاهده است
امروز مطلع شدیم مسابقه عکاسی برگزار شده است و عکس های برتر در گالری عکسی در مقبره الشهدای گمنام به نمایش در امده اند

با هماهنگی به مقبره الشهدای گمنام لواسان رفتیم
بعد از گذشت از مسیر پیچ و خم داری به بالای تپه ای رسیدیم فضای باز و در آن سازه ای 8 ظلعی نمایان بود
مدیران و زحمت کشان این کانال - خانم علیجانی - اقای شیر افکن - اقای حقیقی - اقای احیائی - اقای گیلانی -اقای مقداد متین گو و اقای علی متین گو حضور داشتند
کاربران و هنرمندان یکی پس از دیگری با شیرینی یا گل به گالری می امدند عکس میگرفتند رای میدادند با شیرینی و چای پذیرایی میشدند
و مهمتر از همه با عکس ارسالی خود عکس یادگاری میگرفتند _ طوماری را به منزله حضور در اولین نمایشگاه خودشان امضا میکردند
برای شهدای گمنام فاتحه ای میفرستادند, دعا و طلب حاجت میکردند
فضای صمیمانه و دوستانه ای حاکم بود
تا ساعت 6 مهمان این دوستان بودیم
در اخر نماز جماعت توسط حاج اقا داوری و حاج اقا شمس برگزار شد و با قرائت دعای کمیل توسط مداح اهل بیت علیرضا مسیحا به پایان رسید.
بارش برف سنگین باعث شد که زودتر فضا را ترک کنیم.
این گالری به مدت 15 روز در مقبره الشهدای گمنام برقرار است
قرار است مراسم اختتامیه ای برگزار شود و در آن جوایز برتر مسابقات و گالری اهدا شود.
زهرا شمیم زاده

افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان
افتتاح گالری عکس های کاربران کوچه باغ های لواسان


77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

77 عکس از لواسان تهران مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های مسابقه عکاسی لواسان پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست
77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

77 عکس از لواسان تهران  مربوط به مسابقه عکاسی پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

<!--MBegin:http://www.xn--mgba9a1dni.c
لواسان تهران

لواسان تهران

سلام
لَواسان یکی از شهرهای بخش لواسانات در شهرستان شمیرانات استان تهران است. در اصطلاح عامیانه به این شهر لواسون می‌گویند. این باغشهر که بیشتر خانه‌های آن بصورت ویلایی و مدرن بنا شده‌اند، دارای بناهایی است که چندین سال پیاپی بعنوان شاهکار معماری سال کشور برگزیده شده‌اند. لواسان یکی از گرانقیمت‌ترین و امنترین شهرهای ایران می‌باشد و بسیاری از ایرانیان ثروتمند و سرشناس در این شهر ویلا دارند. لواسان را بعضاً بورلی هیلز یا سوییس ایران می‌نامند.

لواسان به خاطر داشتن آب و هوای پاکیزه و چشم‌اندازهای بکر و زیبا از رودخانه جاجرود و دریاچهٔ زیبای سد لتیان شهرت یافته است.

شهر لواسان در ۱۱ کیلومتری شمال شرق تهران قرار دارد و به عنوان نزدیک‌ترین منطقهٔ خوش آب و هوا و ییلاقی شهر تهران به حساب می‌آید. فاصله این باغشهر تا اتوبان بابایی تهران حدود ۷ کیلومتر می‌باشد که در کمتر از ۱۵ دقیقه می‌توان به آن دسترسی داشت. از جمله شهر های لواسان عبارت اند از : شورکاب، گلندوک ، سبو کوچک و سبو بزرگ، تک مزرعه،احمد آباد می توان اشاره کرد.

محتویات
۱ جمعیت
۲ مکان نگاری
۳ ریشه‌شناسی لواسان و پاره‌ای از تاریخ منطقه
۴ نام صحیح شهر لواسان و غلطهای مصطلح در مورد آن
۵ زبان گفتاری
۶ نژاد مردم لواسان
۷ امنیت
۸ هوشمندسازی
۹ سد لتیان و لواسان
۱۰ محله‌های داخل محدوده شهری لواسان
۱۱ مناطق حومه لواسان در بخش لواسانات
۱۲ آثار باستانی و ملی شهر لواسان
۱۳ آثار باستانی و ملی حومه شهر لواسان در بخش لواسانات
۱۴ جاذبه‌های طبیعی و گردشگری شهر لواسان
۱۵ جاذبه‌های طبیعی و گردشگری حومه شهر لواسان در بخش لواسانات
۱۶ مکان‌های مذهبی شهر لواسان
۱۷ مکان‌های مذهبی حومه شهر لواسان در بخش لواسانات
۱۸ جستارهای وابسته
۱۹ پانویس
۲۰ منابع
جمعیت
این شهر در سرشماری سال ۱۳۹۰ دارای ۱۵٬۷۰۶ نفر جمعیت بوده است که شامل ۸۰۷۸ نفر مرد، ۷۶۲۸ زن و ۵۰۳۳ خانوار بوده است.

مکان نگاری
شهر لواسان در دامنهٔ رشته کوه البرز و در موقعیت ۳۵٫۸° عرض شمالی و ۵۱٫۶° طول شرقی واقع شده است. متوسط ارتفاع شهر ۱۷۰۰ متر از سطح دریا است که در ساحل دریاچه سد لتیان به ۱۶۰۰ متر و در شمالی‌ترین نقاط شهر به ۱۸۵۰ متر می‌رسد.

شهر لواسان را از شمال، کوه‌های ورجین، باغدره، کند و افجه، از سمت باختر کوه‌های قصران، از سمت شمال خاوری و خاور کوه‌های ایرا، فیل زمین، لواسانکوه و جاجرود و از جنوب کوه‌های تلو، قوچک، زینکوه و اراکوه در بر می‌گیرند.

این شهر مرکز بخش لواسانات می‌باشد. بخش لواسانات مناطق زیادی را دربر می‌گیرد اما بدنهٔ شهر لواسان را از باختر به خاور محله‌های لشگرک، باغ سرهنگ قریب، نوشانی، اصطلک، توک مزرعه، اصطلک پایین (کشفیا)، چناربن، احمدآباد، باستی، شورکاب، جائیج (جاج)، گلندوک (گلهم دو رودک)، نجارکلا (شامل سیدپیاز)، دستگرد، قاضی‌آباد، ناران، کلاک، باغ دره، سبو کوچک، تیمورآباد، ناظم آباد و سبو بزرگ تشکیل می‌دهند. هر یک از محله‌های نامبرده فوق تا قبل از تأسیس شهرداری لواسان در سال ۱۳۴۹ توسط باغات و مزارع احاطه شده بودند اما با رشد شهرنشینی و مهاجرت و گسترش شهر لواسان که ناگزیر همراه با تخریب باغات و مزارع و تبدیل آنها به ساختمان‌های مسکونی و ویلاها بوده است؛ به مرور بزرگتر شده و به همدیگر چسبیده، یکپارچه و ادغام گردیده‌اند.

ریشه‌شناسی لواسان و پاره‌ای از تاریخ منطقه
لواسان در زبان پارسی پهلوی به معنای لبه یا تیغه کوهی است که محل طلوع خورشید می‌باشد و از دو بخش «لو» و «آسان» تشکیل شده که معانی آنها بدین شرح است: ۱- لو به معنی «لب یا لبه، سره و تیغه کوه» است همچنان‌که در لهجه قدیم مردم تهران «لواشُدَنِ خورشید (به لهجه محلی: لَواشُویَن)» به معنی به سر کوه رسیدن نور خورشید به هنگام غروب است، همچنین به معنای به قله کوه رسیدن انسان یا حیوانات نیز می‌باشد؛ همچنین لو در این گویش به معنی کنار است (مثل "لو دره" که به چم کنار دره‌است). "لو" به معنی سره و تیغه کوه در نام نقاطی از معابر کوه‌ها در راه‌های کوهستانی قصران نیز در پاره‌ای از آبادیهای قصرانِ درونی بکار می‌رود، مانند سرلو در نزدیکی افجه یا «سر لو فشم (مخففا سلّو فشم)» میان آبادیهای آهار و فشم و «سرلوآهاربَشم (مخففا سلّوآهاربشم)» میان آبادیهای شهرستانک و آهار و غیره... در کل "لو" صورت محلی کلمه لب (در زبان پهلوی: لَپ[lap]) است و دلیل آن اینکه: هنرمندان لواسانی که در طهران قدیم کار می‌کرده‌اند، خود را لباسانی می‌خوانده‌اند؛ چنان‌که نام سازندهٔ در قدیمی و نفیس بقعه سید اسماعیل در تهران که مورخ به تاریخ ۸۸۶ هجری است؛ در سرلوحه آن چنین خوانده می‌شود: "عمل استاد حسین بن حسن نجار لباسانی" و همچنین نام سازندگان صندوق بقعه امامزاده یحیی، که از سال ۸۹۵ هجری بجا مانده چنین است: " عمل استاد حسین و اخوه محمد بن حسن لباسانی" و نیز در کتیبه مرقد امامزاده قاسم در شمیران به تاریخ ۹۶۳ هجری چنین خوانده می‌شود: " بعمل قطب الدین بن سیف نجار بن اسکندر معصوم لباسانی". ضمناً از تبدیل یافتن "واو" و "ب" به یکدیگر در زبانهای کهنه و نوی ایرانی شواهد فراوانی مثل "واته" و "باد"، "بالاً و "والاً و صدها مثال دیگر وجود دارد. ۲- واژه آسان که صفت فاعلی از مصدر "آسدن" و ریشه "آس" به معنی بلند شدن و برخاستن و نیز آمدن است، همان است که در نامگذاری سرزمین فارسی زبان خراسان نیز بکار گرفته شده‌است و الف و نون در آخر دو کلمه لواسان و خراسان علامت صفت فاعلی است نه پسوند مکان. خور یا خُر در نام خراسان (یا خوراسان) به معنی خورشید بوده و در کل به معنی جایی می‌باشد که خورشید از آن بالا می‌آید و طلوع می‌کند؛ چنان‌که فخرالدین اسعد گرگانی که در حدود سال ۴۴۶ هجری داستان ویس و رامین را که از ماجراهای افسانه آمیز دوره اشکانی و در اصل به زبان پهلوی بوده، به نظم فارسی برگردانده است، در معنی خراسان اینچنین سروده‌است:
زبان پهلوی هر کو شناسد خراسان آن بود کز وی خور آسد
خور آسد پهلوی باشد خور آید عراق و پارس را خور زو بر آید
خورآسان را بود معنی خورآیان کجا از وی خورآید سوی ایران
دیگر موارد نیز اثبات می‌نماید که شبهه‌ای در این که آسان به معنی برآینده و سرزننده‌است، وجود ندارد، مثلاً بهمین معنی کلمه آسغ در لهجه بلوچی و آسین در لهجه استرآبادی (گرگانی) که به معنی آمدن می‌باشند در این گویش‌ها وجود دارند و در لهجه بلوچی نیز آسان با کلمه روش (از ریشه روشن و روشنائی) ترکیب شده و به صورت "روش آسان" معنی برآمدن آفتاب و برخاستن خورشید گرفته‌است. در زبان ارمنی نیز کلمه اَسَن که از زبانهای ایرانی (پهلوی) به عاریت گرفته شده بهمین معنی موجود است. همچنین استاد پورداوود در مقاله خورشید، مندرج در یشتها ذکر کرده است: «خراسان نیز که از قدیم تا به امروز اسم ایالت شرقی ایران است به معنی مشرق است، که جزء اخیر این اسم (آسان) به معنی برآینده و بالارونده‌است»، با توجه به تفصیلات فوق لواسان نیز به همان صورت به معنای لبه یا جایی است که در آن «بالا آمدن» (اشاره به خورشید) صورت می‌پذیرد بنابراین با لفظی بهتر می‌توان گفت لواسان به معنای تیغه کوهی است که محل برآمدن خورشید می‌باشد زیرا در اصطلاح و شیوه ایرانیان اینطور بوده است که آغاز بامداد را به برآمدن خورشید از پشت کوه یاد می‌کرده‌اند و بویژه رشته کوه البرز را جایگاه طلوع خورشید می‌دانسته‌اند که مثال از این باب فراوان است و ذکر چند نمونه از آن به شرح زیر است: جنیدی از ادیبان و شاعران سدهٔ چهارم هجری چنین سروده است:

شبگیر صبوح را ز سر گیر بر بانگ خروس و نالهٔ زیر
خورشید که برزند سر از کوه آن به که خورد ز جام تشویر
، فردوسی به این صورت سروده است:

چو خورشید تابان برآمد ز کوه برفتند گردان همه همگروه
، و نیز:

چو خورشید برزد سر از برز کوه میانها ببستند توران گروه
، و نیز:

چو برزد سر از کوه تابنده شید برآمد سر و تاج روز سپید
. منوچهری نیز بدین نحو سروده است:

سر از البرز برزد قرص خورشید چو خون آلوده دزدی سر ز مکمن
، در اوستا، البرز محل طلوع و غروب خورشید دانسته شده و در مهریشت بند ۱۱۸ آمده است: (با ستایش پسین، یا ستایش پیشین، من تقرب می‌جویم مادامی که خورشید از بالای آن (کوه) بلند هرا (هرابرز یا البرز) طلوع کند و غروب نماید) و در وندیداد چنین آمده است: (برخیز ای خورشید با اسبان تندرو از میان کوه البرز عبور کن و جهان را منور و روشن گردان)

نام لواسان را نخستین بار ناصر خسرو قبادیانی بلخی در حدود هزار سال پیش در اوایل کتاب سفرنامهء خود بدین صورت در باب کوه دماوند ذکر کرده است: «میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی که آن را لواسان گویند». بنابراین لواسان ابتدا به کوه دماوند اطلاق شده و سپس بر منطقه کوهستانی غرب و جنوب غرب کوه دماوند یعنی لواسانات نهاده شده است که حد میان ری و کوه دماوند محسوب می‌شود و با توجه به اینکه در پهنه قصران (معرب کوهسران) که شامل لواسانات، رودبارقصران، مابقی شمیرانات و تهران (بجز ری) نیز می‌شود؛ کوه فراوان است و از این همه کوه، در رشته شرقی آن بویژه کوه دماوند که مرتفع‌ترین قله این پهنه وسیع است، این خاصیت وجود دارد که آفتاب بامدادی برای مردم هر دو قصران (علیا و سفلی) از آنجا سر بر می‌زند، نام لواسان به معنای تیغهٔ طلوع خورشید برای این منطقه نامی بسیار با مسمی و زیبا به نظر می‌رسد با توجیهی بدین تلخیص که در هر بامداد در پهنه شمالی ری قدیم و تهران کنونی آفتاب از آنجا (یعنی شرق) طلوع می‌کند.
لازم است ذکر شود که گاهی از شهر لواسان در منابع و کتب تاریخی به صورت «کوشک دشت» یاد شده است. کوشک دشت به معنای دشتی است که کاخی در آن واقع می‌باشد. حسین کریمان نگارنده کتاب قصران (کوهسران) در ذکر حد شرقی قصران می‌نویسد: علی کامهٔ دیلمی که از سرداران صحنهٔ سیاست به عهد آل بویه بود و فخر الدوله بسال ۳۷۳ هجری او را از میان برداشت، در قصران برای خویش کاخی پی افکند و بعدها آن محل را کوشک دشت گفتند و کوشک دشت امروز شهر لواسان را گویند. میر سید ظهیر الدین مرعشی در تاریخ طبرستان و رویان و مازندران در ذیل شرح خروج الثائر باللّه علوی گفته: «علی کامه را در طبرستان نایب خود گردانید و خود به عراق رفت. علی کامه در قصران به کنار جاجرود قصر بنیاد کرد و آنجا می‌بود. الحال آن وادی را کوشک دشت می‌خوانند، و تلی که آنجاست قصر علی کامه بوده است.[۱۰][۱۱] حاج معصومعلی شاه نیز در کتاب طرائق الحقایق از پهنه فعلی شهر لواسان با نام کوشک دشت یاد کرده است. هنوز برخی از بقایا و آثار این کاخ در نزدیکی سد لتیان مشاهده می‌شود.
نام صحیح شهر لواسان و غلطهای مصطلح در مورد آن
نام شهر لواسان بدون پسوند یا پیشوند می‌باشد و نباید آن را با دهستان لواسان کوچک و یا دهستان لواسان بزرگ که دیگر مناطق بخش لواسانات هستند، اشتباه گرفت. گاهی اشتباهاً آنرا شهر گلندوک یا شهر لواسان کوچک می‌نامند که این اسامی غیررسمی بوده و کاربرد ندارند زیرا دهستان لواسان بزرگ و یا مرکز آن یعنی روستای لواسان [بزرگ] شهر نیستند که برای رفع تشابه اسمی با آنها از پسوند استفاده شود و اگر هم روزی شهر شوند وسعت آنها به اندازه‌ای نیست که بزرگتر از شهر لواسان باشند. اطلاق نام محله گلندوک بر کل شهر لواسان که تنها یکی از چندین محله شهر لواسان است نیز یک غلط مصطلح دیگر است که در برخی موارد دیده می‌شود در حالیکه برخی محله‌های شهر لواسان مثل نجارکلا و سبو از وسعت بیشتری برخوردارند و تنها دلیل این امر آنستکه شهرداری لواسان در بدو تأسیس در محله گلندوک احداث گردیده است. لازم است ذکر شود که شهر فرحناز نام سابق شهر لواسان بود که در دوره پهلوی دوم برای مدت کوتاهی بر روی این شهر نهاده بودند که با اعتراض اهالی شهر مجدداً به صورت شهر لواسان نامگذاری شد. فرحناز پهلوی یکی از دختران محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران می‌باشد که در حال حاضر در نیویورک زندگی می‌کند

زبان گفتاری
زبان گفتاری اکثر ساکنین لواسان فارسی معیار با لهجه تهرانی است. اما ریش سفیدان و کهنسالان بومی و قدیمی لواسان به گویش فارسی لواسانی که همان لهجه قدیم تهرانی است، صحبت می‌کنند که این گویش تقریباً در حال نابودی است.

نژاد مردم لواسان

سرزمین مادها (شاخه‌ای از آریائی‌ها) که شامل ری، شمیران و لواسانات نیز می‌گردیده‌است.
نژاد مردم بومی شهر لواسان و مناطق دیگر لواسانات آریائی و همانند شهر ری باستان از شاخه مادها می‌باشد که به مرور زمان در پی مهاجرت‌های اقوام بنا به دلایل گوناگونی مثل جنگ، تجارت، کار، تبعید، حکمرانی و... اختلاط‌هایی با یونانی‌ها، سادات هاشمی و نیز اقوام دیگر ساکن در فلات ایران داشته‌است. امروزه مهاجرت‌های انبوه مناطق مختلف کشور به تهران که لواسان را نیز تحت شعاع قرار داده‌است؛ سبب گشته عده‌ای مهاجر از اقصی نقاط ایران بافت جمعیتی لواسان را تا حد محسوسی تغییر دهند. اما در کل بیشتر مهاجرت‌های سالهای اخیر که به علت هوای سالم و معتدل و طبیعت سرسبز و زیبای لواسان و وجود شرایط خوب و کافی جهت ساخت و ساز ویلاها و منازل مسکونی و نزدیکی به پایتخت صورت گرفته از ساکنین شمال تهران یعنی شمیران بوده و می‌توان آن را سرریز جمعیت تهران بعلت ازدحام جمعیت و آلودگی هوای تهران قلمداد نمود.[۱۶][۱۷]

امنیت
پروانه مافی، فرماندار سابق شهرستان شمیران، در دی ماه سال ۱۳۸۵ ضمن خبر از نامزدی شهر لواسان برای عضویت در جامعه جهانی ایمن، انتخاب لواسان به عنوان نخستین شهر امن ایران و صد و یکمین شهر امن جهان را اعلام نمود.

هوشمندسازی
لواسان نخستین شهر هوشمند ایران و ۱۳۱اُمین شهر هوشمند جهان می‌باشد. در راستای پروژه هوشمندسازی لواسان، این شهر مجهز به سیستم مانتورینگ (نصب حدود ۴۰ دوربین در سطح شهر) گردید تا علاوه بر کنترل سرعت غیرمجاز، از ساخت و سازهای غیرقانونی در سطح شهر جلوگیری شود. همچنین مجهزسازی شهر به سنسورهای زلزله سنج و کنترل آب و هوا و نیز مجهزسازی مینی بوس‌ها به سیستم جی پی اس در دستور کار قرار دارد و در آینده‌ای نه چندان دور ابر وای فایِ اینترنتِ پرسرعت و رایگان، آسمان شهر لواسان را فرا خواهد گرفت.[۱۹]

سد لتیان و لواسان
در جنوب شهر لواسان سد لَتیان قرار دارد که در سال ۱۳۴۶ به بهره‌برداری رسیده‌است. این سد بتونی نقش بسزایی در تأمین آب و برق شهر تهران دارد. نام این سد قبل از انقلاب فرحناز بوده‌است. رودخانهٔ جاجرود که از ارتفاعات کوه‌های دربندسر، گرمابدر، ایگل، زایگان و قسمت جنوبی توچال (بخشی از کوه‌های البرز مرکزی) سرچشمه می‌گیرد آبریز اصلی سد است. رودخانه‌های لوارک (کند)، افجه و لار (برگ جهان)و نیکنامده که قبل از احداث سد شاخه‌هایی از رود جاجرود بودند و به جاجرود می‌ریختند با گذر از لواسان، امروزه به خود دریاچهٔ سد می‌ریزند. قبل از احداث سد در مکان امروزی دریاچهٔ سد، روستای آباد گارکلو و باغستانی که به آن شانی (شاهانی) می‌گفتند وجود داشته که دولت با قیمت خوبی زمین‌های اهالی را در سال ۱۳۴۳ خریداری نمود و اهالی در محله‌های نجارکلا، شورکاب، ناران و کلاک ساکن شدند.

لتیان، گارکلو (گهواره کلو یا زینکوه محله نیز می‌گفتند زیرا در پای کوه زینکوه‌است)، ده سید، حسن‌آباد، نازی‌آباد، میرودک، و سربیشه آبادی‌های زیر آب رفته هستند.

محله‌های داخل محدوده شهری لواسان
لشگرک
باغ سرهنگ قریب
نوشانی
اصطلک
توک مزرعه
اصطلک پایین (کشفیا): (اکثر ساختمانها و ادارات دانشگاه پیام نور واحد لواسانات در این محله قرار دارد)
چناربن
احمدآباد
باستی یا همان شهرک باستی
شورکاب
جائیج (جاج): این محله باستانی و دارای تاریخ مدون است و از نظر رسمی و ثبتی شهرک سپاه، شهرک مخابرات (آزادگان) و شهرک پرواز را نیز دربرمی‌گیرد. نام جاجرود از این محل مشتق شده است.
گلندوک (در اصل: گلهم دو رودک)
نجارکلا (این محله شامل محله سیدپیاز هم می‌شود و در قدیم مرکز لواسانات، رودبارقصران، بومهن و سیاهرود بود)
دستگرد
قاضی‌آباد (قاضی با)
کلاک
ناران (نارون)
باغ دره
سبو کوچک (سب کوچیک)
تیمورآباد
ناظم آباد
سبو بزرگ (سب بزرگ)
مناطق حومه لواسان در بخش لواسانات
بخش لواسانات به غیر از شهر لواسان و محله‌های داخل آن، مناطق دیگری را شامل می‌گردد که در دو منطقه دیگر بنامهای دهستان لواسان بزرگ و دهستان لواسان کوچک قرار دارند و در حومه شهر لواسان واقع شده‌اند که به مجموع همه آنها بخش لواسانات می‌گویند:

دهستان لواسان کوچک شامل: پارک ملی لار، افجه، انباج، برگ جهان، بوجان، پشت لاریجان، راحت آباد، زیاد آباد، سینک، کردیان، کُند بالا، کُند پایین، کیور، گندم مجد، مزرعه سادات، ناصرآباد، هنزک، امامه، رودک، زردبند
دهستان لواسان بزرگ شامل: ایرا، پورزند سفلی، پورزند علیا، پورزند وسطی، تأسیسات سدلتیان، جوزک، چهار باغ، رسنان، علایین، کلان، روستای لواسان [بزرگ]، مزرعه شاه نشین، نیکنام ده، هیزم دره
آثار باستانی و ملی شهر لواسان
تپه‌حصارک لواسان
خانه نظام‌السلطان و درخت چنارک
قلعه باستانی باغ دره
حمام محله ناران
امامزاده عبدالله
امامزاده فضلعلی
امامزاده پیرعطا
کوشک علی کامهٔ دیلمی از سرداران آل بویه
حمام محله سبو کوچک
محوطه باستانی سر قبر تاج الدین
تپه باستانی ناظم آباد
تپه و عمارت باستانی تنگل خانه
تپه باستانی شهروا (شهرآباد) در محله نجارکلای پایین
تپه شورکاب در ضلع شمالی شورکاب ودر جنوب محله باستی واقع می‌باشد
آثار باستانی و ملی حومه شهر لواسان در بخش لواسانات[ویرایش]
تپه باستانی جوهک
تپه باستانی سرقلعه
تپه باستانی سوزگران
تپه باستانی شیرتازه
تپه باستانی قلیان (فرنگیس)
مسجد قدیمی امام حسن عسکری لواسان بزرگ
تپه باستانی مرغی
تپه باستانی کلابد
تپه‌های باستانی گوشواره
محوطه باستانی استپه سومه وار
قلعه امامه
قلعه سر بند یاساکا
حمام راحت‌آباد
حمام روستای افجه
گورستان گبری خرسنگ یا پرسنگ
کاروانسرای چشمه دو برار
جاذبه‌های طبیعی و گردشگری شهر لواسان[ویرایش]
سد لتیان
گردنه قوچک
اردوگاه امام خمینی (ره)
منطقه حفاظت شده ورجین
رودخانه جاجرود
رودخانه افجه
رودخانه کُند
رودخانه لواسان
آبشار ناران
چنار کهنسال سربسته محله ناران
پارک جنگلی تلو
پارک جنگلی لتیان
پارک آزادگان
پارک مخابرات
محوطه فرهنگی - ورزشی - تفریحی جائیج شامل زمین چمن فوتبال، والیبال و غیره در جنوب شهرک پرواز
تپه سرخه
رشته کوه‌های هزار دره
کوه زینکوه
کوه بندک
قنات دکتر موتمنی در محله نجارکلا
قنات احمدخان در محله گلندوک
قنات محمدخان در منطقه (شهروا) محله نجارکلای پایین
جاذبه‌های طبیعی و گردشگری حومه شهر لواسان در بخش لواسانات
کوه‌های سر به فلک کشیده، دشت‌های نیمه هموار، باغستان‌ها، درختان کهنسال و رودخانه‌ها از جمله جاذبه‌های گردشگری بخش لواسانات است که تعدادشان بسیار زیاد است و اسامی تعدادی از آنها بشرح زیر است:

دشت لار یا همان پارک ملی لار: این دشت جزو بخش لواسانات استان تهران است و نباید با سد لار که در نزدیکی این دشت واقع و جزو استان مازندران است اشتباه گرفته شود. این دشت خود شامل دو قسمت است (لار خشکه یا قُلقُلک (لار کوچک) در جنوب لار و نزدیک افجه و دشت مرغسر (لار بزرگ) به طول شصت کیلومتر و پهنای بین ۶ تا ۸ کیلومتر در شمال پهنه لار)
دشت هویج در افجه
آبشار سفیداب
آبشار چرند افجه
آبشار دم اسبی برگ چهان
آبشار دوقلو برگ جهان
آبشار اشکسته کُند
چنار کهنسال سقاخانه افجه
چنار کهنسال انباج
ویلای ییلاقی (سلطنتی) سد لتیان
رودخانه لار
چشمه دوبرار (دو برادر)
تنگهٔ یونزا
تنگهٔ گرگ کُش
دشت گٌرچال نزدیک دشت هویج
دشت لت هومند
گردنه افجه بشم
گردنه گل سرداب
گردنه لواسان
گردنه پورزند
گردنه سریک سر
گردنه سور
گردنه میان رو
گردنه ورزآب
گردنه دُزَک
کوه کلی کاسکر
کوه کافر راه
کوه ملک چشمه
مزرعه سیال
مزرعه سرلو
قله ساکا
قله آتش کوه
کوه اسرچال
کوه ریزان
کوه پیرزن کُلُم یا پیرزن کُلون
کوه سیاه سرغار
کوه فیل زمین
کوه چهل بره
کوه گاو بینی
کوه سای (سیاه کوه)
کوه کاسونک
کوه دشته
کوه چهل بره
کوه کٌند
کوه مَرغ سر
کوه خورندان
کوه جاجرود
کوه آدمک
کوه مون
کوه بن ورده
کوه قبله
کوه میش چال
قله‌های پالون گردن
کوه کمردشت
کوه اسبی کالک
آسمان کوه
کوه زارع
لواسانکوه
کوه پهنک
کوه خلنو کوچک
کوه خلنو بزرگ (بخشی از این کوه)
قله‌های ورزاب
قله پرسون
قله آراکوه
کوه دورشک
کوه اسرچال
نرده کوه
کوه سیاه پلاس
کوه خاتون بارگاه
کوه خرسنگ شمالی
کوه اُشترگاه
کوه جانسِتون (جان سِتان)
کوه مهرچال
کوه یخچال
کوه یوردقیدر
کوه کبود
کوه کلون بستک
کوه‌های ورزاب
کوه لارک
پنه دره
درهٔ سوتستون
درهٔ گل سرداب
درهٔ گیرینو
درهٔ پُلَک
درهٔ نسچاسر
درهٔ لار
درهٔ سیاه ریز
درهٔ قوش خانه
درهٔ گدار
معبر چیکک چیکک
تختی سلطان محمد
تخت کُندی
مکان‌های مذهبی شهر لواسان
در شهر لواسان سه امامزاده بنامهای امامزاده عبدالله و امامزاده فضلعلی و امامزاده پیرعطا بترتیب در محله‌های جائیچ (جاج)، ناران و سبوبزرگ شهر مدفون هستند. متولیان امامزاده‌های لواسان اغلب افراد بومی هستند. هر محله شهر لواسان حداقل یک مسجد و چند حسینیه و تکیه دارد. حسینه علی پروین در منزل شخصی اش واقع در محله شورکاب لواسان احداث گردیده‌است.

مکان‌های مذهبی حومه شهر لواسان در بخش لواسانات
مسجدها، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها از جمله مکان‌های مذهبی لواسانات هستند. لواسانات برای بیشتر گردشگران منطقه خوش آب و هوایی است که با طبیعت بکر و آرامشش شناخته می‌شود اما همین منطقه قدیمی پر از زیارتگاه‌ها و امامزاده‌هایی است که شاید کمتر نامی از آنها شنیده شده باشد که تعداد آنها ۳۴ امامزاده و تعداد زیادی مسجد قدیمی است و جمع شدنشان در یک منطقه باعث می‌شود که لواسانات به عنوان یک مقصد گردشگری مذهبی هم شناخته شود. اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر است:

مسجد جامع باستانی لواسان بزرگ
امامزاده اسماعیل برگ جهان
امامزاده نقارخانه
امامزاده سید خسرو
امامزاده محمد شعیب
امامزاده محمد و عبدالله
امامزاده یوش
امامزادگان فضل و فاضل
امامزاده یورد قیدر دشت لار لواسانات

عکس های مسابقه عکاسی لواسان پاییز اینجاست

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران
لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران
لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
لواسان تهران
لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
لواسان تهران


لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


لواسان تهران
لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان
لواسان تهران
لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران
لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان


لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران
لواسان تهران
لواسان تهران


عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

لواسان تهران

عکس های لواسان تهران دانشگاه پیام نور لواسانات نقشه لواسان

گلندوئک - کوچه مسجد حدود 60 سال پیش

علی عمران مومجی در عکس دیده میشوند
برای پیوشتن به لواسان قدیم در تلگرام کانال زیر را دنبال کنید
کانال تلگرام لواسان قدیم کلیک کنید
خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی



خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

لواسان قدیم
از یونس کَندی تا لواسان

از یونس کَندی تا لواسان

از یونس کَندی تا لواسان
نوشته: حسین صداقت


از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان

با نگاهی به ترکیب جمعیت ۲۰هزار نفری شهر لواسان درمی‌یابیم که علاوه بر شهروندان اغلب بومی این شهر، اقلیت‌های قومی دیگری هستند که از جای‌جای ایران اسلامی طی سال‌های گذشته در این شهر ساکن شده و لواسان را به عنوان محل زندگی و سکونت خود انتخاب کر‌ده‌اند. از میان این اقلیت‌های قومی، بی‌شک آذری‌های لواسان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین آنان از لحاظ سابقه سکونت در این شهر هستند. آذری‌های لواسان عمدتاً در محله شورکاب ساکن بوده و بیشتر آنها اهالی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی به نام «قئیش قورشاق» هستند. تعداد آنها ۱۶۱ خانوار با جمعیتی حدود ۴۲۰ نفر است. از زمان اسکان این گروه قومی از سال‌های گذشته در لواسان تا به امروز؛ پیوند عمیقی بین آنها و اهالی بومی شهر ایجاد شده است. نمود این همبستگی را می‌توان در مناسبات اجتماعی در سطح محلات (و به قولی در غم و شادی‌ها)، همچنین مناسبات خانوادگی ایجادشده مشاهده کرد. در این نوشتار سعی شده مختصری از خاستگاه آذری‌های لواسان و دلیل و چگونگی انتخاب این شهر از سوی آنها برای کار و سکونت سخن رود.
سال ۱۲۹۹ رضاخان با کودتایی بر سر کار آمد. همزمان استعمارگران در سیاست‌های استعماری خود برای رسیدن به اهداف چپاول‌گرایانه تجدیدنظر کردند و بر این اساس، اصلاحات زیرساختی زیادی در کشور انجام شد. تامین امنیت و توسعه ارتباطات از جمله اقدامات انجام‌شده در این سال‌هاست. در این دوران سرمایه‌گذاری‌های قابل ملاحظه‌ای در زمینه ساخت‌وساز و توسعه و مرمت جاده‌های شوسه، آسفالت و خاکی که با طول ۱۳هزار کیلومتر شهرهای عمده و کوچک‌تر را به یکدیگر متصل می‌کرد، صورت گرفت. احداث راه‌آهن جنوب به شمال در دستور کار قرار گرفت و زمینه گسترش ناوگان ریلی بین دیگر شهر‌ها نیز مهیا شد.
در منطقه آذربایجان نیز به دلیل واقع شدن آن در مسیر ارتباطی غرب به شرق کشور و ضرورت انتقال کالا و خدمات از کشورهای غربی از مسیر ترکیه به پایتخت و به تبع آن به دیگر مناطق، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی مورد توجه قرار گرفت. در این راستا در دهه ۲۰ هجری شمسی تعریض و احداث جاده ترانزیت تهران- تبریز- بازرگان به طول ۸۹۰ کیلومتر و راه آهن تهران- تبریز شروع شد. جاده‌سازی در منطقه آذربایجان به دلیل کوهستانی بودن آن همواره با مشکلاتی همراه بوده است؛ بخصوص با توجه به تکنولوژی آن زمان که عمده کار‌ها توسط نیروی انسانی انجام می‌پذیرفته و مشقت کار بر دوش هزاران کارگر زحمتکشی بوده که شرکت‌های راهسازی از روستاهای مجاور محل احداث جاده‌ها به صورت فصلی استخدام می‌‌کردند. تعریض، تسطیح و حفر تونل در دل کوهستان‌ها کار بسیار دشواری بوده و یکی از دشوار‌ترین نقاط در احداث این راه، مسیر بین شهرستان میانه تا بستان‌آباد (کیلومتر ۴۷۰ تا ۵۸۱ جاده تهران – تبریز) بوده است. در این منطقه جاده و ریل آهن در امتداد رودخانه قزل‌اوزن با پیچ و خم‌های بسیاری در دل کوهستان امتداد پیدا می‌کند. تونل و پل‌های متعددی در این مسیر ساخته شده است. اینجا در واقع‌‌ همان جایی است که دهقان فداکار کتاب سوم دبستان در سال ۱۳۴۱ در یک شب سرد پاییزی توانست با فداکاری خود جان هزاران مسافر قطار تبریز- تهران را نجات دهد. خطرناک‌ترین جاده ایران، لقبی است که قبل از احداث اتوبان تهران- تبریز به دلیل عرض کم به این جاده داده بودند. حمل و نقل ترانزیت، تعداد زیاد تصادفات و تلفات جاده‌ای دلیل این نام‌گذاری بود.
۶
یکی از روستاهای واقع در این مسیر، روستای «قئیش‌قورشاق» است که اهالی آن در زمان احداث این جاده زحمات زیادی کشیدند. این روستا در کیلومتر ۱۰۰ جاده تبریز- تهران و با فاصله ۳ کیلومتری از جاده اصلی واقع شده و از لحاظ تقسیمات کشوری جزو دهستان عباسی از بخش «تیکمه‌داش» در شهرستان بستان‌آباد آذربایجان شرقی است.
قئیش‌قورشاق روستایی است سرسبز و زیبا با آب‌وهوایی سرد و کوهستانی. در خصوص وجه تسمیه آن، باید گفت در گذشته دور و قبل از اینکه پوشش مردمان محلی به پوشش غربی تغییر پیدا کند، مردان روستا در پوشش خود از نوعی کمربند چرمی و دستار پارچه‌ای زرین برای بستن کمرشان استفاده می‌کرده‌اند. قئیش به معنای کمربند چرمی است و قورشاق نام نوعی دستار پارچه‌ای زرین و از آنجا که مردان روستا از هر دو نوع کمربند برای بستن کمر خود استفاده می‌کردند، روستای فوق به نام روستای قئیش‌قورشاق نامیده شد. طبق آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت روستا تعداد ۱۰۰ نفر گزارش شده است، اما امروز ۶۰ نفر در این روستا سکونت دائمی دارند. شغل اهالی روستا کشاورزی و دامداری است و از محصولات آن می‌توان به سیب، گردو، زردآلو، گندم، جو و نخود اشاره کرد. زبان اهالی روستا ترکی با لهجه آذربایجانی است. این روستا زادگاه مادری شاعر نامی ایران، استاد سیدمحمدحسین بهجت ملقب به «شهریار» است. استاد شهریار تا ۱۲سالگی در این روستا در مکتب به تحصیل علم و دانش پرداخت و بعد‌ها خاطرات شیرین کودکی استاد در این روستا بود که الهام‌بخش خلق شاهکار منظومه «حیدر بابایه سلام» استاد شد که تاکنون به ۹۰ درصد زبان‌های دنیا ترجمه شده است. حیدربابا نام کوهی است در جنوب روستا که گهواره خاطرات استاد بوده و شهریار آن را در شعر خود به عنوان کدخدای دائمی دهکده استخدام می‌کند که همیشه مسلط بوده و چون چشم تاریخ، شاهد وقایع و ضبط‌کننده اعمال مردم است و نیز می‌تواند ناله‌های شاعر را در آسمان‌ها منعکس کرده و به گوش همه آفاق برساند. (روستای قییش‌قورشاق و کوهستان حیدربابا –تصویر شماره۱)
زانسوی (قراچمن) دیاری است نزهتگه شاهدان آفاق
آن دامن کوه (شنگل‌آباد) وان جلگه سبز (قییش‌قورشاق)
هذیان دل (دیوان شهریار)
۷
اما چه شد که اهالی روستای قییش‌قورشاق سر از لواسان درآوردند؟
همان‌طور که گفته شد، اهالی این روستا در زمان احداث جاده و خط آهن مجاور روستا به عنوان کارگران فصلی در شرکت‌های راهسازی مشغول به کار بوده‌اند و در حرفه‌هایی چون پل‌سازی، سنگ‌تراشی و دیگر کارهای عمرانی به درجه استادکاری رسیدند و نسلی از روستاییان ایجاد شد که به دلیل داشتن تخصص، حرفه اصلی آنها دیگر کشاورزی و دامداری نبود و همزمان با اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱ و با فروپاشی نظام تولیدی سنتی روستا، موج مهاجرت روستاییان شروع شد و به تبع آن اهالی روستای قییش‌قورشاق نیز به دیگر نقاط و شهر‌های ایران از جمله تبریز، تهران، بوشهر و… مهاجرت کردند و مشغول کار شدند. حتی عده‌ای از آنها با تاسیس شرکت‌های راهسازی و ساختمانی توانستند پروژه‌های موفقی در اقصی نقاط ایران اجرا کنند. ازجمله حرفه‌هایی که اهالی این روستا و همچنین دیگر اهالی روستاهای آذربایجان با آن به خوبی آشنا هستند، سنگ‌تراشی است که ما امروزه نمونه این هنر مشقت‌بار را در جداره اکثر تونل‌ها و پل‌های جاده‌های کشور می‌بینیم؛ به‌طوری که وقتی احداث تونلی در جاده چالوس به دلیل سختی کوهستان با مشکل روبرو شد، دولت برای ادامه کار از اهالی روستایی در جنوب تبریز به نام کندوان استفاده کرد و پس از اتمام تونل به پاس قدردانی از اهالی روستای فوق تونل به نام «تونل کندوان» نامگذاری شد.
مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق یکی از معماران ماهر و خوشنام، سال ۱۳۴۲ در دربند تجریش مشغول به کار بوده و کارفرمای ایشان آقای دکتر البرز، رئیس وقت جمعیت شیر و خورشید، در آن سال با خرید باغی در خیابان اتحاد در محله شورکاب از وی درخواست می‌کند کار دیوارکشی، محوطه‌سازی و احداث ساختمان را در آن به عهده بگیرد. آقای انوری در سال ۱۳۴۲ وارد لواسان شده و در محله شورکاب در منزل یکی از اهالی به نام رحمت‌الله یونس سینکی ساکن می‌شود.
در آن سال‌ها و پس از احداث سد لتیان و ایجاد شهرداری در شهر لواسان، شهر رو به توسعه داشته و عده‌ای از اهالی متمول تهران شروع به خرید باغات و زمین‌هایی کرده بودند و به تبع آن بازار کار مناسبی جهت ارائه خدمات ساختمانی ایجاد شده بود. بنابراین پروژه‌های متعددی به آقای انوری پیشنهاد می‌شود و ایشان پس از سال‌ها فعالیت در این شهر با دختر یکی از اهالی شورکاب ازدواج کرده و ساکن دائمی شهر لواسان می‌شود. آقای انوری در انجام کارهای خود از دیگر استادکاران فامیل و همشهری‌‌اش استفاده می‌کند و بدین ترتیب زمینه مهاجرت و سکونت دیگر اهالی روستای قییش‌قورشاق به لواسان فراهم می‌آید. در سال‌های بعد و همزمان با جنگ تحمیلی و جیره‌بندی کالا در طرحی به نام «ستاد بسیج اقتصادی»، آقای انوری با تاسیس فروشگاه بزرگی در شورکاب نقش بسزایی در ارائه کالا به شهروندان لواسانی به عهده می‌گیرد. این مهاجرت اگرچه در دید اول شاید با نگاه اقتصادی نگریسته شود، لیکن عواملی چون مهمان‌نوازی اهالی بومی شهر و آب‌وهوای خوب و مناسب (بسیار شبیه به آب‌وهوای روستای زادگاه) نیز بی‌تاثیر نبوده است. جالب است که نقل می‌شود در آن سال‌ها اگر کسی روستا را به قصد عزیمت به لواسان ترک می‌کرد و از او می‌پرسیدند به کجا می‌روی؟ می‌گفت به یونس‌کندی (روستای یونس) می‌روم و تا مدت‌ها عده‌ای از اهالی روستا به جای نام بردن از لواسان از واژه یونس‌کندی استفاده می‌کردند و لواسان به روستای یونس‌کندی معروف بوده است. «کند» واژه‌ای است ترکی به معنی روستا (بیشتر منظور روستای شورکاب بوده که در نگاه عام به کل لواسان اطلاق می‌شده) و منظور از یونس، مرحوم یونس انوری است. (مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق- تصویر بالا)
۸


جمعیت آذری‌های لواسان هم‌اینک ۴۲۰ نفر است و طی سال‌ها سکونت و فعالیت در این شهر، خدمات زیادی در زمینه امور عمرانی انجام داده‌اند و پیوندهای خانوادگی متعددی نیز بین آنها و اهالی بومی ایجاد شده است. همچنین این اقلیت قومی توانستند به خوبی مشارکت بالایی از خود در امور جاری شهر نشان دهند که نمونه آن را می‌توان مشارکت در ساخت مسجد سید‌الشهدای شورکاب و همچنین مشارکت‌های پی در پی در تعیین نمایندگان شورای شهر دانست. نمایندگی مردم شهر لواسان در دوره اول و دوم شورای شهر لواسان توسط آقای موسی کوپال، یکی از آذری‌های شهر لواسان گواه این مدعاست. در دوره عضویت نام‌برده در شورای شهر، خدمات زیادی؛ بخصوص در بخش فرهنگی و ورزشی توسط ایشان ارائه شد. (عزاداری هیات آذری‌های لواسان، محرم سال ۶۳ در محل فعلی پاساژ هدیش-تصویر شماره ۳)
باز باید اشاره کرد موفقیت‌های آذری‌های لواسان یا هر گروه قومی دیگر در این شهر، بی‌شک بدون مهمان‌نوازی اهالی بومی که نشان‌دهنده فرهنگ غنی آنان است، امکان‌پذیر نبوده است. با کمی قدم زدن در محلات این شهر با جوانانی روبرو می‌شویم که نمایانگر بافت چندفرهنگی شهر لواسان هستند. آراز، جوانی با پدر و مادر اصالتاً آذری خود را لواسانی می‌داند و عِرق و غیرت خاصی به این شهر دارد. امیرحسین اگر چه نام فامیلی‌اش حصارشورکابی است، اما ترکی را به خوبی متوجه می‌شود و تعلق خاطر خاصی به آذربایجان، زادگاه مادری‌اش دارد. این است جلوه‌ای از زیبایی‌های تنوع قومی و فرهنگی کشور ما ایران.
vote-iconنظرسنجی
ایا با دریافت هزینه و ساخت پارک در ابتدای رودخانه موافقید

تبلیغات


مجموع آنلاین ها : 6
0   2   4
crawl Bot لواسان

زمان ورود به سایت: 07:14:39', this, event, '180px');">